blowback
blowback - ضربه زدن
noun - اسم
UK :
US :
نتایج بد عملی که در نظر گرفته نشده است
پودری که هنگام شلیک تفنگ به بیرون فرستاده می شود
واکنش های منفی یا نتایجی که در نظر گرفته نشده اند، مانند انتقاد، اعتراض یا خشم
blowback gas
گاز برگشتی
برگشت ضربه ممکن است در اثر یک مکانیسم معیوب ایجاد شود.
این سیاست منجر به ضربه برگشتی شده است.
جنگ یک ضربه وحشیانه ایجاد کرد.
If he tried to control immigration there would be blowback from farmers who could not get workers to pick produce.
اگر او تلاش میکرد تا مهاجرت را کنترل کند، کشاورزانی که نمیتوانستند کارگران را وادار به چیدن محصول کنند، ضربهای وارد میشد.
fallout
سقوط
aftermath
عواقب
هزینه
detriment
ضرر
drawback
اشکال
ramification
انشعاب
toll
عوارض
نتیجه
خسارت
downside
منفی
harm
صدمه
پنالتی
پیامد
اثر
repercussion
ضربه زدن بر روی اثر، تاثیر ثانوی
اثر منفی
knock-on effect
اثرات نامطلوب
پیامد ناخواسته
adverse effects
نتیجه غیر منتظره
unintended consequence
نتایج
consequences
قیمت
unexpected result
عیب
results
اثرات
تاثیر منفی
disadvantage
نتیجه بد
effects
عواقب ناگوار
نتیجه تاریک
اثر مضر
unfortunate consequences
bleak outcome
deleterious effect
علت
دلیل
اساس
توضیح
بحث و جدل
پایه
عامل
توجه
زمین
زمینه سازی
groundwork
انگیزه
impetus
مشوق
الهام گرفتن
inspiration
مادر
اصل و نسب
اثبات
ریشه
منبع
بهار
محرک
stimulus
تعیین کننده
determinant
قصد
بنیاد و پایه
motive
rationale