boar

base info - اطلاعات اولیه

boar - گراز

noun - اسم

/bɔːr/

UK :

/bɔː(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [boar] در گوگل
description - توضیح
  • a wild pig


    یک خوک وحشی

  • a male pig


    یک خوک نر

  • a male pig kept for breeding on a farm or a type of wild pig


    خوک نر که برای پرورش در مزرعه نگهداری می شود یا نوعی خوک وحشی

  • Remove boar from grill and let rest a few minutes.


    گراز را از گریل خارج کنید و بگذارید چند دقیقه استراحت کند.

  • The men had been in unknown country chasing the boar uphill, when the rule is to chase downhill only.


    مردان در کشوری ناشناخته بودند و گراز را در سربالایی تعقیب می کردند، در حالی که قانون فقط تعقیب سراشیبی است.

  • The rich flavors of the boar were counterpointed by a sweet chestnut puree.


    طعم غني گراز با پوره شاه بلوط شيرين مخالف بود.

  • No no a white boar.


    نه، نه، یک گراز سفید.

  • If swine, then big wild boar, hunting quietly in the woods for something mooching about and turning things up.


    اگر خوکی است، پس گراز بزرگ وحشی، بی سر و صدا در جنگل برای چیزی شکار می کند، غوغا می کند و چیزها را تغییر می دهد.


  • همچنین می توان از آن با گوشت خوک خانگی استفاده کرد تا طعم آن را بیشتر شبیه گراز وحشی کند.

  • The wild boar had been hiding behind a large and actually rather unconvincing bush for a hundred years or so.


    گراز وحشی برای صد سال یا بیشتر پشت یک بوته بزرگ و در واقع نسبتاً غیرقابل قبول پنهان شده بود.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • pig


    خوک

  • swine


    گراز

  • hog


    بکار

  • sow


    خوک فروش

  • piggy


    خوکچه

  • porker


    غرغر کننده

  • piglet


    بیکن

  • grunter


    کاتر

  • baconer


    شلیک کنید

  • cutter


    غلتک بلال

  • shoat


    مرهم

  • porky


    پشت تیغ

  • cob roller


    زگیل

  • oinker


    ناخوشایند

  • razorback


    گراز وحشی

  • warthog


  • peccary


  • wild boar


antonyms - متضاد
  • barrow


    بارو

  • sow


    بکار

لغت پیشنهادی

ashore

لغت پیشنهادی

electrically

لغت پیشنهادی

Americanize