boar
boar - گراز
noun - اسم
UK :
US :
یک خوک وحشی
یک خوک نر
خوک نر که برای پرورش در مزرعه نگهداری می شود یا نوعی خوک وحشی
گراز را از گریل خارج کنید و بگذارید چند دقیقه استراحت کند.
The men had been in unknown country chasing the boar uphill, when the rule is to chase downhill only.
مردان در کشوری ناشناخته بودند و گراز را در سربالایی تعقیب می کردند، در حالی که قانون فقط تعقیب سراشیبی است.
طعم غني گراز با پوره شاه بلوط شيرين مخالف بود.
نه، نه، یک گراز سفید.
If swine, then big wild boar, hunting quietly in the woods for something mooching about and turning things up.
اگر خوکی است، پس گراز بزرگ وحشی، بی سر و صدا در جنگل برای چیزی شکار می کند، غوغا می کند و چیزها را تغییر می دهد.
همچنین می توان از آن با گوشت خوک خانگی استفاده کرد تا طعم آن را بیشتر شبیه گراز وحشی کند.
The wild boar had been hiding behind a large and actually rather unconvincing bush for a hundred years or so.
گراز وحشی برای صد سال یا بیشتر پشت یک بوته بزرگ و در واقع نسبتاً غیرقابل قبول پنهان شده بود.
pig
خوک
swine
گراز
hog
بکار
sow
خوک فروش
piggy
خوکچه
porker
غرغر کننده
piglet
بیکن
grunter
کاتر
baconer
شلیک کنید
cutter
غلتک بلال
shoat
مرهم
porky
پشت تیغ
cob roller
زگیل
oinker
ناخوشایند
razorback
گراز وحشی
warthog
peccary
wild boar
barrow
بارو
sow
بکار
