boulevard

base info - اطلاعات اولیه

boulevard - بلوار

noun - اسم

/ˈbʊləvɑːrd/

UK :

/ˈbuːləvɑːd/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [boulevard] در گوگل
description - توضیح

  • جاده ای عریض در یک شهر یا شهر که اغلب در کناره های آن درختان وجود دارد


  • به عنوان بخشی از نام یک جاده خاص استفاده می شود


  • یک جاده عریض در یک شهر، معمولاً با درختان در هر طرف یا در امتداد مرکز


  • یک خیابان عریض در یک شهر یا شهر، معمولاً با درختان در هر طرف یا در امتداد مرکز

  • Aiming back toward the city center we forded ankle-deep streams that had once been boulevards.


    با هدف بازگشت به سمت مرکز شهر، جویبارهای عمیق تا مچ پا را طی کردیم که زمانی بلوار بودند.

  • With what amazement and pleasure we talked and laughed and wept as we flooded that capacious boulevard.


    با چه حیرت و لذتی که در آن بلوار بزرگ هجوم آوردیم، گفتیم و خندیدیم و گریستیم.

  • At night no light shows in the elegant houses on Srinagar's boulevards.


    شب در خانه های زیبا در بلوارهای سرینگر هیچ نوری دیده نمی شود.

  • Fat screaming women ran across the boulevard to get in line for the quiz shows.


    زنان فریاد چاق از بلوار دویدند تا در صف نمایش های مسابقه قرار گیرند.

  • The cobbled streets and the boulevards spoke to him told him tales he thought he had forgotten.


    خیابان های سنگفرش شده و بلوارها با او حرف می زدند، قصه هایی برایش تعریف می کردند که فکر می کرد فراموش کرده است.

  • Otherwise wandering the boulevards, discovering unspoilt backwaters or just watching the people is as much fun as more expensive pastimes.


    در غیر این صورت، پرسه زدن در بلوارها، کشف آب‌های پس‌آب دست نخورده یا تماشای مردم به همان اندازه سرگرم‌کننده است که سرگرمی‌های گران‌تر.

example - مثال
  • It is a city of broad boulevards and spacious parks.


    این شهر دارای بلوارهای وسیع و پارک های بزرگ است.

  • A police car sped down the crowded boulevard.


    یک ماشین پلیس با سرعت از بلوار شلوغ عبور کرد.

  • a boulevard lined with cafes


    بلواری مملو از کافه ها

  • Sunset Boulevard


    بلوار غروب

  • We visited the world-famous Hollywood Boulevard.


    ما از بلوار معروف هالیوود بازدید کردیم.

  • They sauntered along the tree-lined boulevard.


    آن‌ها در امتداد بلوار درخت‌کاری شده غوطه‌ور شدند.

  • A number of little cafes lined the sunny boulevard.


    تعدادی کافه کوچک در کنار بلوار آفتابی قرار داشتند.

  • We strolled along the boulevard.


    در امتداد بلوار قدم زدیم.

  • Billy opened a pizza place on the boulevard.


    بیلی یک پیتزا فروشی در بلوار باز کرد.

synonyms - مترادف
  • avenue


    خیابان


  • بزرگراه

  • thoroughfare


    گذرگاه

  • way


    مسیر

  • roadway


    جاده


  • راندن

  • lane


    ردیف


  • شریانی


  • شریان


  • سواره رو

  • row


    بکشید

  • arterial


    آزادراه

  • artery


    رژه

  • carriageway


    عبور


  • پیک

  • expressway


    تفرجگاه

  • freeway


    از طریق

  • parade


    پی گیری


  • چرخش

  • pike


    جاده بزرگ

  • promenade


    گذر

  • thruway


    نوار


  • جاده اصلی

  • turnpike



  • motorway







antonyms - متضاد
  • egress


    خروج

  • refusal


    امتناع

لغت پیشنهادی

maladies

لغت پیشنهادی

personalization

لغت پیشنهادی

accentuating