boulevard
boulevard - بلوار
noun - اسم
UK :
US :
جاده ای عریض در یک شهر یا شهر که اغلب در کناره های آن درختان وجود دارد
به عنوان بخشی از نام یک جاده خاص استفاده می شود
یک جاده عریض در یک شهر، معمولاً با درختان در هر طرف یا در امتداد مرکز
یک خیابان عریض در یک شهر یا شهر، معمولاً با درختان در هر طرف یا در امتداد مرکز
با هدف بازگشت به سمت مرکز شهر، جویبارهای عمیق تا مچ پا را طی کردیم که زمانی بلوار بودند.
With what amazement and pleasure we talked and laughed and wept as we flooded that capacious boulevard.
با چه حیرت و لذتی که در آن بلوار بزرگ هجوم آوردیم، گفتیم و خندیدیم و گریستیم.
شب در خانه های زیبا در بلوارهای سرینگر هیچ نوری دیده نمی شود.
زنان فریاد چاق از بلوار دویدند تا در صف نمایش های مسابقه قرار گیرند.
خیابان های سنگفرش شده و بلوارها با او حرف می زدند، قصه هایی برایش تعریف می کردند که فکر می کرد فراموش کرده است.
Otherwise wandering the boulevards, discovering unspoilt backwaters or just watching the people is as much fun as more expensive pastimes.
در غیر این صورت، پرسه زدن در بلوارها، کشف آبهای پسآب دست نخورده یا تماشای مردم به همان اندازه سرگرمکننده است که سرگرمیهای گرانتر.
این شهر دارای بلوارهای وسیع و پارک های بزرگ است.
یک ماشین پلیس با سرعت از بلوار شلوغ عبور کرد.
بلواری مملو از کافه ها
Sunset Boulevard
بلوار غروب
ما از بلوار معروف هالیوود بازدید کردیم.
آنها در امتداد بلوار درختکاری شده غوطهور شدند.
تعدادی کافه کوچک در کنار بلوار آفتابی قرار داشتند.
در امتداد بلوار قدم زدیم.
بیلی یک پیتزا فروشی در بلوار باز کرد.
avenue
خیابان
بزرگراه
thoroughfare
گذرگاه
مسیر
roadway
جاده
راندن
lane
ردیف
شریانی
شریان
سواره رو
بکشید
arterial
آزادراه
artery
رژه
carriageway
عبور
پیک
expressway
تفرجگاه
freeway
از طریق
parade
پی گیری
چرخش
pike
جاده بزرگ
promenade
گذر
thruway
نوار
جاده اصلی
turnpike
motorway
egress
خروج
refusal
امتناع
