headset
headset - هدست
noun - اسم
UK :
US :
مجموعه ای از هدفون، اغلب با یک میکروفون متصل
مجموعه ای از هدفون، به خصوص هدفون با میکروفون متصل به آن
an electrical device that consists of a part that fits over a person's ears and a part into which the person can speak used for communicating over a telephone or by radio without using the hands
یک وسیله الکتریکی که شامل قسمتی است که روی گوش افراد قرار می گیرد و بخشی که فرد می تواند در آن صحبت کند و برای برقراری ارتباط از طریق تلفن یا رادیو بدون استفاده از دست استفاده می شود.
a piece of equipment worn on the head that allows someone to hear sound when using a phone music or computer system. Headsets sometimes have a microphone (= a part you speak into)
قطعه ای از تجهیزاتی که بر روی سر پوشیده می شود و به کسی اجازه می دهد هنگام استفاده از تلفن، موسیقی یا سیستم کامپیوتری صدا را بشنود. هدستها گاهی اوقات یک میکروفون دارند (= بخشی که با آن صحبت میکنید)
Day after day skilled linguists don headsets and listen to the stolen conversations of foreign leaders in more than 100 languages.
روز به روز، زبان شناسان ماهر هدست می بندند و به مکالمات دزدیده شده رهبران خارجی به بیش از 100 زبان گوش می دهند.
Then collecting her thoughts, shutting out all sound save that in her headset, she began to take down the message.
سپس، با جمعآوری افکارش، خاموش کردن تمام صداها به جز هدست، شروع به پایین آوردن پیام کرد.
هدست تابیتا ناگهان در یک کانال محیطی قفل شد و با قلع سالسا شروع به زنگ زدن کرد.
متأسفانه، همکاران گاهی اوقات بیشتر از چیزی که با هدستهای استریو چانهزنی میکردند، دریافت میکنند.
سیمهای پیچدار از هدستهایشان به انبوه وسایل رادیویی روی عرشه روبرویشان میرفت.
مهندسان با عینک بر روی هدست و هواپیماهای بدون سرنشین که در پاشنههایشان معلق هستند.
در واقع با 190 گرم وزن، وزن این هدست بسیار کمتر از خط سنتی واحدهای Stax است.
ما مانند مسافران خطوط هوایی در حال تماشای فیلم در حین پرواز بدون هدست روی صندلیهایمان نشستیم.
a Bluetooth/wireless/hands-free headset
یک هدست بلوتوث / بی سیم / هندزفری
giver
بخشنده
