philosopher

base info - اطلاعات اولیه

philosopher - فیلسوف

noun - اسم

/fəˈlɑːsəfər/

UK :

/fəˈlɒsəfə(r)/

US :

family - خانواده
philosophy
فلسفه
philosophical
فلسفی
philosophically
از نظر فلسفی
google image
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [philosopher] در گوگل
description - توضیح
  • someone who studies and develops ideas about the nature and meaning of existence truth good and evil etc


    کسی که درباره ماهیت و معنای هستی، حقیقت، خیر و شر و غیره مطالعه می کند و ایده هایی را توسعه می دهد


  • کسی که عمیقاً به دنیا، زندگی و غیره فکر می کند

  • someone who studies or writes about the meaning of life


    کسی که در مورد معنای زندگی مطالعه می کند یا می نویسد

  • Ink wasn't advocating Bott as a philosopher.


    اینک از بات به عنوان یک فیلسوف حمایت نمی کرد.

  • Relativism is not an attractive proposition to anyone least of all philosophers, because everything becomes so uncertain and transitory.


    نسبی گرایی برای هیچ کس، حداقل برای فیلسوفان، گزاره جذابی نیست، زیرا همه چیز بسیار نامطمئن و گذرا می شود.

  • the ancient Greek philosophers


    فیلسوفان یونان باستان

  • This explains why so many philosophers have supported theoretical hedonism.


    این توضیح می دهد که چرا بسیاری از فیلسوفان از لذت گرایی نظری حمایت کرده اند.

  • The philosopher, who had told me earlier he was a back-sliding Episcopalian, glanced at me apprehensively.


    فیلسوف، که قبلاً به من گفته بود که یک اسقف نشین عقب افتاده است، با نگرانی به من نگاه کرد.

  • Child was of course accepting a degree of relativism which was usually an anathema to philosophers.


    کودک البته درجه ای از نسبی گرایی را می پذیرفت که معمولاً برای فیلسوفان یک تنفر بود.

example - مثال
  • We studied the writings of the Greek philosopher Aristotle.


    ما نوشته های ارسطو فیلسوف یونانی را مطالعه کردیم.

  • He seems to be a bit of a philosopher.


    به نظر می رسد او کمی فیلسوف است.

  • Many of his followers regarded him as a true philosopher.


    بسیاری از پیروانش او را فیلسوف واقعی می دانستند.

  • a talk by a distinguished moral philosopher


    سخنرانی یک فیلسوف اخلاق برجسته

  • the 17th-century Dutch philosopher Spinoza


    اسپینوزا فیلسوف هلندی قرن هفدهم

  • the great philosophers of ancient Greece


    فیلسوفان بزرگ یونان باستان

  • He was a fine writer historian and philosopher.


    او نویسنده، مورخ و فیلسوف خوبی بود.

  • Was Marx a political social or historical philosopher?


    آیا مارکس یک فیلسوف سیاسی، اجتماعی یا تاریخی بود؟

  • Whiteside was highly esteemed as an experimental philosopher.


    وایت ساید به عنوان یک فیلسوف تجربی بسیار مورد احترام بود.

  • Plato was a Greek philosopher.


    افلاطون فیلسوف یونانی بود.

synonyms - مترادف

  • محقق

  • thinker


    متفکر


  • پر فکر


  • علمی

  • sage


    حکیم

  • savant


    دانشمند

  • pundit


    کارشناس

  • intellect


    عقل

  • theorist


    نظریه پرداز

  • guru


    گورو

  • theoretician


    سلیمان

  • Solomon


    نظریه پرداز انگلستان

  • theoriserUK


    نظریه پرداز ایالات متحده

  • theorizerUS


    معرفت شناس

  • epistemologist


    فیلسوف

  • philosophizer


    فرضیه ساز

  • hypothesizer


    سوفسطایی

  • sophist


    منطق دان

  • logician


    دیالکتیک

  • dialectician


    متافیزیک

  • metaphysician


    متافیزیکدان

  • metaphysicist


    سفته باز

  • speculator


    فرد آموخته

  • learned person


    مرد عاقل


  • جویای حقیقت

  • truth-seeker


    متفکر عمیق

  • deep thinker


    جوینده حقیقت

  • seeker after truth


    شخص باهوش


  • مغز متفکر


  • mastermind


antonyms - متضاد
  • nonphilosopher


    غیر فیلسوف

  • realist


    واقع گرا

لغت پیشنهادی

inflexibility

لغت پیشنهادی

tye

لغت پیشنهادی

probable