uranium

base info - اطلاعات اولیه

uranium - اورانیوم

noun - اسم

/juˈreɪniəm/

UK :

/juˈreɪniəm/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [uranium] در گوگل
description - توضیح
  • a heavy white metal that is radioactive and is used to produce nuclear power and nuclear weapons. It is a chemical element: symbol U


    یک فلز سفید سنگین که رادیواکتیو است و برای تولید انرژی هسته ای و سلاح های هسته ای استفاده می شود. این یک عنصر شیمیایی است: نماد U


  • یک عنصر شیمیایی که یک فلز سنگین و پرتوزا است که در تولید انرژی هسته ای و در برخی از انواع سلاح های هسته ای استفاده می شود.

  • a heavy metal that is radioactive and is used in the production of nuclear power and nuclear weapons


    یک فلز سنگین که رادیواکتیو است و در تولید انرژی هسته ای و سلاح های هسته ای استفاده می شود

  • For example if groundwater solutions had dissolved some of the lead produced by uranium decay, the age would be underestimated.


    به عنوان مثال، اگر محلول های آب زیرزمینی مقداری از سرب تولید شده در اثر فروپاشی اورانیوم را حل کرده باشند، سن آن دست کم گرفته می شود.

  • Among the refractory materials found in the lunar samples are refractory compounds of uranium and thorium.


    از جمله مواد نسوز یافت شده در نمونه های قمری، ترکیبات نسوز اورانیوم و توریم است.

  • The mass of uranium soon becomes so hot that it melts and disperses, a phenomenon called meltdown.


    جرم اورانیوم به زودی آنقدر داغ می شود که ذوب می شود و پراکنده می شود، پدیده ای به نام Meltdown.

  • It is located throughout the grains of minerals that contain traces of uranium and thorium, not on grain surfaces.


    در سراسر دانه های مواد معدنی که حاوی آثار اورانیوم و توریم هستند، قرار دارد، نه روی سطوح دانه.

  • The government intends to publish a plan by the end of April for closing down all of the country's uranium mines.


    دولت قصد دارد تا پایان ماه آوریل طرحی را برای تعطیلی تمام معادن اورانیوم کشور منتشر کند.

  • Radon comes from the uranium that occurs naturally in the ground.


    رادون از اورانیومی که به طور طبیعی در زمین وجود دارد به دست می آید.

example - مثال
  • a tonne of highly enriched uranium


    یک تن اورانیوم بسیار غنی شده

synonyms - مترادف
  • coffinite


    تابوت


  • نمک سبز

  • pitchblende


    پیچبلند

  • uraninite


    اورانینیت

  • yellowcake


    کیک زرد

antonyms - متضاد
  • petroleum


    نفت

لغت پیشنهادی

seoul

لغت پیشنهادی

babied

لغت پیشنهادی

tradition