broiler

base info - اطلاعات اولیه

broiler - جوجه گوشتی

noun - اسم

/ˈbrɔɪlər/

UK :

/ˈbrɔɪlə(r)/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [broiler] در گوگل
description - توضیح

  • قسمت مخصوص اجاق گاز که برای پخت غذا در زیر حرارت مستقیم استفاده می شود

  • a broiler chicken


    یک مرغ گوشتی

  • a young chicken suitable for roasting or grilling


    یک جوجه جوان مناسب برای کباب کردن یا کباب کردن

  • the surface in a cooker that can be heated to very high temperatures and under which you put food to be cooked


    سطحی در اجاق گاز که می توان آن را تا دمای بسیار بالا گرم کرد و زیر آن غذا را برای پختن قرار می دهید


  • بخشی از اجاق گاز که می توان غذا را مستقیماً زیر یا روی حرارت در آن پخت

  • A broiler is also a young chicken.


    جوجه گوشتی نیز یک جوجه جوان است.

  • The Fibropower plant produces about 14 megawatts by burning the discarded litter from broiler chicken farms all over East Anglia.


    نیروگاه فیبرو با سوزاندن زباله های دور ریخته شده از مزارع مرغ گوشتی در سراسر شرق آنگلیا حدود 14 مگاوات برق تولید می کند.

  • Place meat in broiler pan and spoon some marinade over it.


    گوشت را در تابه مرغ گوشتی بریزید و روی آن مقداری ماریناد بریزید.

  • Eighty per cent of broiler chickens now suffer leg deformities.


    ۸۰ درصد جوجه‌های گوشتی در حال حاضر از بدشکلی پا رنج می‌برند.

  • Another reason is the restaurant's hi-tech broiler that reaches a scorching 900 degrees.


    دلیل دیگر جوجه های گوشتی با تکنولوژی بالا در رستوران است که به دمای 900 درجه می رسد.

  • Salmonella is endemic in chickens and their eggs because the broiler system delivers cheaper poultry products.


    سالمونلا در جوجه‌ها و تخم‌های آنها بومی است، زیرا سیستم جوجه‌های گوشتی محصولات ارزان‌تری را برای طیور عرضه می‌کند.

  • Infectious anaemia in salmon is caused by the broiler system being applied to fish.


    کم خونی عفونی در ماهی قزل آلا به دلیل استفاده از سیستم جوجه های گوشتی روی ماهی ایجاد می شود.

  • This will take 10 to 15 minutes in the broiler.


    این در جوجه گوشتی 10 تا 15 دقیقه طول می کشد.

  • Place a cube of Gorgonzola atop each serving of polenta and mushrooms and warm under broiler.


    یک مکعب گورگونزولا را روی هر وعده پولنتا و قارچ قرار دهید و زیر جوجه های گوشتی گرم کنید.

example - مثال
  • Place under a hot broiler until brown.


    زیر جوجه گوشتی داغ قرار دهید تا قهوه ای شود.

synonyms - مترادف
  • griddle


    توری

  • skillet


    ماهیتابه

  • spider


    عنکبوت

  • frying pan


antonyms - متضاد
  • refrigerator


    یخچال

  • cooler


    خنک کننده

  • fridge


    چیلر

  • chiller


    فریزر

  • freezer


    یخچال فریزر

  • fridge-freezer


    جعبه یخ

  • frigerator


    سردخانه

  • icebox


    جعبه سردخانه

  • ice-box


    قفسه سینه یخی


  • cold-storage box



لغت پیشنهادی

allegedly

لغت پیشنهادی

apprise

لغت پیشنهادی

partnerships