approving
approving - تایید کردن
adjective - صفت
UK :
US :
نشان دادن حمایت یا موافقت برای چیزی
نشان دادن اینکه نظر مثبتی در مورد چیزی یا کسی دارید
He may not run to leather elbow patches, but during the Kincardine by-election, reports from several sides were very approving.
او ممکن است به سمت وصلههای آرنج چرمی نرود، اما در طول انتخابات میاندورهای کینکاردین، گزارشها از چندین طرف بسیار تأییدکننده بود.
Alan Watkins, who was awaiting the arrival of the Chancellor himself gave Amaranth his approving eye.
آلن واتکینز که خود منتظر ورود صدراعظم بود، چشم تایید کننده خود را به آمارانت داد.
an approving look
نگاه تایید کننده
حتی خانمی که در گوشه ای ایستاده بود و پرهای سفید می داد، سرش را تایید کرد.
Not everyone was wholly approving of Wigg's activities in relation to Profumo - and indeed on many other matters.
همه به طور کامل فعالیت های ویگ را در رابطه با پروفومو - و در واقع در بسیاری از موارد دیگر - تأیید نمی کردند.
Practice is interpreted as repetition, and feedback consists mainly of approving reactions from the teacher.
تمرین به عنوان تکرار تعبیر می شود و بازخورد عمدتاً شامل واکنش های تأیید معلم است.
وقتی سوئر اوسبیا من را دید با لبخندی تایید آمیز از من استقبال کرد.
Again she heard the boys' warm approving voices, voices that left her outside the heat of that dangerous moment.
دوباره صدای تأیید گرم پسرها را شنید، صداهایی که او را در گرمای آن لحظه خطرناک رها کردند.
سر تاییدی به من زد.
نظرات او کمتر از تایید بود.
پدرم این ایده را تایید نمی کرد.
Their approving grandmother looked on fondly.
مادربزرگ تایید کننده آنها با محبت نگاه می کرد.
لبخند تایید آمیزی به او زد.
admiring
تحسین کردن
appreciative
قدردان
applauding
کف زدن
commendatory
ستودنی
favourableUK
مطلوب انگلستان
respectful
احترام
acclamatory
تحسین برانگیز
appreciating
قدردانی می کند
acclaiming
استصوابی
approbatory
ستایش کردن
commending
تعارفی
complimentary
تبریک می گویم
congratulatory
ارجمند
esteeming
مطلوب ایالات متحده
favorableUS
چاپلوس
flattering
دوستانه
خوب
مثبت
شیفته
praising
انکومیاستیک
rapturous
مداحی
encomiastic
ستایش آمیز
eulogistic
پانژیکال
laudatory
دلسوز
panegyrical
ستایش کننده
sympathetic
درخشان
praiseful
تاییدی
glowing
دلگرم کننده
adulatory
approbative
encouraging
adverse
نامطلوب
depreciative
مستهلک کننده
depreciatory
تحقیر کننده
derogatory
عدم تایید
disapproving
ناقدر
inappreciative
منفی
بی قدر
unappreciative
بدون تعارف
uncomplimentary
ایالات متحده نامطلوب
unfavorableUS
نامطلوب انگلستان
unfavourableUK
ناخوشایند
unflattering
غیر دوستانه
unfriendly
بحرانی
کوچک کردن
disparaging
تحقیر کردن
slighting
تحقیرآمیز
belittling
تمسخر آمیز
denigratory
تحقیر آمیز
contemptuous
سانسور کننده
disdainful
مخرب
deprecatory
فریاد زدن
scornful
pejorative
degrading
demeaning
derisory
derogative
censorious
denigrative
detractive
decrying
