aerial
aerial - هوایی
noun - اسم
UK :
US :
از یک هواپیما
در هوا یا در حال حرکت است
a piece of equipment for receiving or sending radio or television signals, usually consisting of a piece of metal or wire
قطعه ای از تجهیزات برای دریافت یا ارسال سیگنال های رادیویی یا تلویزیونی که معمولاً از یک قطعه فلز یا سیم تشکیل شده است.
سازه ای ساخته شده از میله ها یا سیم های فلزی که سیگنال های رادیویی یا تلویزیونی را دریافت یا ارسال می کند
در هوا یا از هوا، به ویژه از هواپیما
an antenna
یک آنتن
از، از، یا در هوا
Even a modest aerial explosion like the fifteen-megaton Tunguska event would utterly devastate a modern city.
حتی یک انفجار هوایی متوسط مانند رویداد پانزده مگاتنی تونگوسکا، یک شهر مدرن را کاملاً ویران خواهد کرد.
The Red Sea guide is illustrated with full colour aerial photographs with overlays showing suggested underwater routes.
راهنمای دریای سرخ با عکسهای هوایی تمام رنگی همراه با پوششهایی که مسیرهای پیشنهادی زیر آب را نشان میدهد، نشان داده شده است.
From these beginnings aerial photography has developed into one of the archaeologist's most valued aids.
از همان ابتدا عکاسی هوایی به یکی از با ارزش ترین کمک های باستان شناس تبدیل شد.
شروع در عکاسی هوایی گاهی اوقات یک مانع بزرگ است.
The intelligence officer then took the map to an expert in aerial photography who determined coordinates for the building.
افسر اطلاعاتی سپس نقشه را نزد یک متخصص در عکاسی هوایی برد که مختصات ساختمان را تعیین کرد.
افراد او در پنتاگون عکس های هوایی را بررسی کردند و اهدافی را در 10000 مایل دورتر مشخص کردند.
نمایی هوایی از مسیرهای ایستگاه خیابان لیورپول در 4 فوریه 1989.
جنگلی از آنتن های تلویزیونی روی پشت بام ها
در همین حال، بمباران هوایی/بمباران گسترده اهداف نظامی بی وقفه ادامه داشت.
aerial photography
عکاسی هوایی
در ساخت این نقشه ها از عکس های هوایی استفاده شده است.
airborne
هوابرد
floating
شناور
midair
در میان هوا
flying
پرواز کردن
airy
هوادار
aeronautical
هوانوردی
birdlike
پرنده مانند
ethereal
اثیری
lofty
بلند
in-flight
در حین پرواز
بالای زمین
hovering
معلق
soaring
اوج گرفتن
در هوا
gliding
سر خوردن
volitant
داوطلبانه
volant
ارادی
در بالا
در پرواز
wind-borne
بادی
elevated
مرتفع
aloft
بالا
skyward
رو به آسمان
winging
بال زدن
overhead
در بالای سر
windborne
بادبردی
suspended
در آسمان
حلق آویز کردن
hanging
روی بال
بلند آسمان
sky-high
terrestrial
زمینی
زمین
grounded
استوار
آهسته. تدریجی
lowly
پست
plummeting
سقوط شدید
aground
همکف
ground-level
کم مجموعه
low-lying
نزدیک به زمین
low-set
کم آویزان
بی ارتفاع
low-hanging
ته سنگ
unelevated
پایین آورد
rock-bottom
پایین ترین
lowered
زیرترین
nethermost
افتاده
undermost
fallen
lowermost