aerial

base info - اطلاعات اولیه

aerial - هوایی

noun - اسم

/ˈeriəl/

UK :

/ˈeəriəl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [aerial] در گوگل
description - توضیح

  • از یک هواپیما

  • in or moving through the air


    در هوا یا در حال حرکت است

  • a piece of equipment for receiving or sending radio or television signals, usually consisting of a piece of metal or wire


    قطعه ای از تجهیزات برای دریافت یا ارسال سیگنال های رادیویی یا تلویزیونی که معمولاً از یک قطعه فلز یا سیم تشکیل شده است.

  • a structure made of metal rods or wires that receives or sends out radio or television signals


    سازه ای ساخته شده از میله ها یا سیم های فلزی که سیگنال های رادیویی یا تلویزیونی را دریافت یا ارسال می کند


  • در هوا یا از هوا، به ویژه از هواپیما

  • an antenna


    یک آنتن


  • از، از، یا در هوا

  • Even a modest aerial explosion like the fifteen-megaton Tunguska event would utterly devastate a modern city.


    حتی یک انفجار هوایی متوسط ​​مانند رویداد پانزده مگاتنی تونگوسکا، یک شهر مدرن را کاملاً ویران خواهد کرد.

  • The Red Sea guide is illustrated with full colour aerial photographs with overlays showing suggested underwater routes.


    راهنمای دریای سرخ با عکس‌های هوایی تمام رنگی همراه با پوشش‌هایی که مسیرهای پیشنهادی زیر آب را نشان می‌دهد، نشان داده شده است.

  • From these beginnings aerial photography has developed into one of the archaeologist's most valued aids.


    از همان ابتدا عکاسی هوایی به یکی از با ارزش ترین کمک های باستان شناس تبدیل شد.

  • Getting started in aerial photography is sometimes a formidable hurdle.


    شروع در عکاسی هوایی گاهی اوقات یک مانع بزرگ است.

  • The intelligence officer then took the map to an expert in aerial photography who determined coordinates for the building.


    افسر اطلاعاتی سپس نقشه را نزد یک متخصص در عکاسی هوایی برد که مختصات ساختمان را تعیین کرد.

  • His people at the Pentagon pored over aerial photos and pinpointed targets 10,000 miles away.


    افراد او در پنتاگون عکس های هوایی را بررسی کردند و اهدافی را در 10000 مایل دورتر مشخص کردند.

  • An aerial view of the approaches to Liverpool St station on 4 February 1989.


    نمایی هوایی از مسیرهای ایستگاه خیابان لیورپول در 4 فوریه 1989.

example - مثال
  • a forest of television aerials on the roofs


    جنگلی از آنتن های تلویزیونی روی پشت بام ها

  • Meanwhile the massive aerial bombardment/bombing of military targets continued unabated.


    در همین حال، بمباران هوایی/بمباران گسترده اهداف نظامی بی وقفه ادامه داشت.

  • aerial photography


    عکاسی هوایی

  • Aerial photographs are used in making these maps.


    در ساخت این نقشه ها از عکس های هوایی استفاده شده است.

synonyms - مترادف
  • airborne


    هوابرد

  • floating


    شناور

  • midair


    در میان هوا

  • flying


    پرواز کردن

  • airy


    هوادار

  • aeronautical


    هوانوردی

  • birdlike


    پرنده مانند

  • ethereal


    اثیری

  • lofty


    بلند

  • in-flight


    در حین پرواز


  • بالای زمین

  • hovering


    معلق

  • soaring


    اوج گرفتن


  • در هوا

  • gliding


    سر خوردن

  • volitant


    داوطلبانه

  • volant


    ارادی


  • در بالا


  • در پرواز

  • wind-borne


    بادی

  • elevated


    مرتفع

  • aloft


    بالا

  • skyward


    رو به آسمان

  • winging


    بال زدن

  • overhead


    در بالای سر

  • windborne


    بادبردی

  • suspended


    در آسمان


  • حلق آویز کردن

  • hanging


    روی بال


  • بلند آسمان

  • sky-high


antonyms - متضاد
  • terrestrial


    زمینی


  • زمین

  • grounded


    استوار


  • آهسته. تدریجی

  • lowly


    پست

  • plummeting


    سقوط شدید

  • aground


    همکف

  • ground-level


    کم مجموعه

  • low-lying


    نزدیک به زمین

  • low-set


    کم آویزان


  • بی ارتفاع

  • low-hanging


    ته سنگ

  • unelevated


    پایین آورد

  • rock-bottom


    پایین ترین

  • lowered


    زیرترین

  • nethermost


    افتاده

  • undermost


  • fallen


  • lowermost


لغت پیشنهادی

disregarded

لغت پیشنهادی

marriages

لغت پیشنهادی

armour