lodging

base info - اطلاعات اولیه

lodging - اسکان

noun - اسم

/ˈlɑːdʒɪŋ/

UK :

/ˈlɒdʒɪŋ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [lodging] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • full board and lodging (= a room to stay in and all meals provided)


    غذای کامل و خوابگاه (= اتاقی برای اقامت و تمام وعده های غذایی ارائه شده)

  • It was cheaper to live in lodgings than in a hotel.


    زندگی در اقامتگاه ارزان تر از هتل بود.

  • He stays in cheap lodgings near the university.


    او در اقامتگاه های ارزان نزدیک دانشگاه اقامت می کند.

  • He's lived in lodgings most of his life.


    او بیشتر عمرش را در خانه سپری کرده است.

  • She finally took lodgings with a friend in town.


    او سرانجام با یکی از دوستانش در شهر اقامت گزید.

  • The price includes board and lodging (= meals and a room to sleep in).


    قیمت شامل غذا و خوابگاه (= وعده های غذایی و یک اتاق برای خواب) است.

  • He managed to find lodgings close to where he worked.


    او موفق شد اقامتگاه هایی را در نزدیکی محل کارش پیدا کند.

  • She was able to claim expenses for airfare, food and lodging for three nights.


    او توانست هزینه بلیط هواپیما، غذا و اقامت سه شب را مطالبه کند.

synonyms - مترادف
  • accommodation


    محل اقامت

  • quarters


    چهارم


  • محل

  • residence


    محل سکونت

  • rooms


    اتاق ها

  • abode


    اقامت

  • apartments


    آپارتمان ها

  • digs


    حفاری می کند

  • dwelling


    سکونت

  • habitation


    پناه


  • پد

  • chambers


    حفاری ها

  • pad


    تخت

  • diggings


    مسکن


  • سوئیت


  • اپارتمان

  • suite


    هیئت مدیره


  • اقامتگاه


  • استقرار

  • domicile


    کنار آتش


  • اجاق

  • fireside


    سنگ قلب

  • hearth


    خانه

  • hearthstone


    اقامت ایالات متحده


  • اقامت انگلستان


  • سقف

  • lodgementUS


    اجاره نشینی

  • lodgmentUK


    محله های زندگی


  • tenement


  • living quarters


antonyms - متضاد

  • دفتر

  • unemployment


    بیکاری

  • annexUS


    annexUS

  • annexeUK


    AnnexeUK

لغت پیشنهادی

screaming

لغت پیشنهادی

ascorbic acid

لغت پیشنهادی

fork