adjutant

base info - اطلاعات اولیه

adjutant - آجودان

noun - اسم

/ˈædʒʊtənt/

UK :

/ˈædʒʊtənt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [adjutant] در گوگل
description - توضیح

  • یک افسر ارتش که مسئول کارهای اداری است


  • یک افسر نظامی که کار اداری انجام می دهد و در بین رده های پایین مسئول قوانین و مجازات است

  • My field officers and adjutant were all dead.


    افسران میدانی و آجودان من همه مرده بودند.

  • There was no airfield defence, but the adjutant was happy enough and apparently quite sane.


    هیچ دفاع فرودگاهی وجود نداشت، اما آجودان به اندازه کافی خوشحال بود و ظاهراً کاملاً عاقل بود.

  • The adjutant directed him to the hospital next door giving him written instructions on how to find the ward.


    آجودان او را به بیمارستان همسایه راهنمایی کرد و به او دستورالعمل های کتبی در مورد چگونگی پیدا کردن بخش داد.

  • The adjutant turned away in shame and disgust.


    آجودان با شرم و انزجار روی برگرداند.

  • The adjutant went over to Kit Carson's tent and cleared it out.


    آجودان به سمت چادر کیت کارسون رفت و آن را خالی کرد.

example - مثال
synonyms - مترادف

  • دستیار

  • helper


    یاور


  • مشاور


  • قائم مقام

  • lieutenant


    ستوان

  • sidekick


    شخص همکار و زیردست

  • apprentice


    شاگرد کارآموز

  • helpmate


    همکار

  • coadjutor


    همیار

  • helpmeet


    جلسه کمکی

  • mate


    رفیق

  • aid


    کمک

  • adjunct


    کمکی

  • auxiliary


    دبیر، منشی


  • اردوگاه

  • aide-de-camp


    دستیار شخصی


  • تابع

  • subordinate


    وابسته


  • شریک


  • همراه و همدم

  • companion


    دومین


  • پیرو

  • henchman


    حامی


  • همدستان

  • accomplice


    نفر دوم


  • مرد دست راست

  • second-in-command


    شماره دو

  • right-hand man


    کمک کننده


  • coworker


  • abettor


antonyms - متضاد
  • antagonist


    آنتاگونیست


  • رئیس

  • detractor


    بدخواه


  • دشمن

  • foe


    مرشد

  • mentor


    حریف


  • رهبر


  • مدیر


  • مخالف

  • adversary


    برتر


  • غریبه

  • opposer


    استاد

  • superior




لغت پیشنهادی

hinting

لغت پیشنهادی

asbestosis

لغت پیشنهادی

breather