afterlife
afterlife - زندگی پس از مرگ
noun - اسم
UK :
US :
زندگی ای که برخی معتقدند مردم پس از مرگ دارند
زندگی، برای مثال در بهشت، که برخی معتقدند پس از مرگ شروع می شود
زندگی که برخی افراد معتقدند پس از مرگ شروع می شود، به ویژه. در بهشت
How archaeologists set about trying to demonstrate belief in supernatural powers and an afterlife is the subject of Chapter 10.
اینکه چگونه باستان شناسان تلاش می کنند تا اعتقاد به قدرت های ماوراء طبیعی و زندگی پس از مرگ را نشان دهند، موضوع فصل 10 است.
همه این تظاهرات حاکمیت مدتها پس از رفتن خود چارلز زندگی پس از مرگ داشت.
شاید داین آنچه را که برای زندگی پس از مرگ خود طراحی کرده بود دوست نداشته باشد.
او به عنوان مثال سه نظریه مختلف در مورد زندگی پس از مرگ به من ارائه کرد.
Those other features revealed in various divine forms were simply ignored, in particular with relation to Osiris and the afterlife.
آن ویژگی های دیگر که در اشکال مختلف الهی آشکار شد، به سادگی نادیده گرفته شد، به ویژه در رابطه با اوزیریس و زندگی پس از مرگ.
This ritual restored to the mummy all his faculties so that he might enjoy the afterlife to the full.
این آیین تمام توانایی های او را به مومیایی بازگرداند تا او از زندگی پس از مرگ نهایت لذت را ببرد.
کریستینا معتقد بود که از زندگی پس از مرگ رها شده است تا برای ارواح در برزخ دعا کند.
So much emphasis is placed on the afterlife that the conditions of the present life are extremely neglected.
آنقدر بر زندگی پس از مرگ تأکید می شود که شرایط زندگی کنونی به شدت نادیده گرفته می شود.
immortality
جاودانگی
بهشت
hereafter
پس از این
paradise
نیروانا
nirvana
سعادت
bliss
فراتر
ابدیت
eternity
والهالا
Valhalla
صهیون
Zion
پس از جهان
afterworld
الیزیوم
Elysium
جهان بعدی
دره شادی
زندگی پس از مرگ
زندگی ابدی
everlasting life
زندگی آینده
life everlasting
جایگاه خدا
طرف دیگر
abode of God
جهان روح
eternal life
آخرت شیرین
دنیای بی پایان
فراتر از بزرگ
sweet hereafter
شکارگاه مبارک
پادشاهی آمده
امپریایی
زندگی بعدی
kingdom come
در بالا
empyrean
سیون
Sion
forelife
زندگی پیشین
