afterlife

base info - اطلاعات اولیه

afterlife - زندگی پس از مرگ

noun - اسم

/ˈæftərlaɪf/

UK :

/ˈɑːftəlaɪf/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [afterlife] در گوگل
description - توضیح

  • زندگی ای که برخی معتقدند مردم پس از مرگ دارند


  • زندگی، برای مثال در بهشت، که برخی معتقدند پس از مرگ شروع می شود


  • زندگی که برخی افراد معتقدند پس از مرگ شروع می شود، به ویژه. در بهشت

  • How archaeologists set about trying to demonstrate belief in supernatural powers and an afterlife is the subject of Chapter 10.


    اینکه چگونه باستان شناسان تلاش می کنند تا اعتقاد به قدرت های ماوراء طبیعی و زندگی پس از مرگ را نشان دهند، موضوع فصل 10 است.

  • All these demonstrations of rulership had an afterlife long after Charles himself had gone.


    همه این تظاهرات حاکمیت مدتها پس از رفتن خود چارلز زندگی پس از مرگ داشت.

  • Perhaps Daine wouldn't like what she was planning for his self-designed afterlife.


    شاید داین آنچه را که برای زندگی پس از مرگ خود طراحی کرده بود دوست نداشته باشد.

  • He presented me with three different theories about the afterlife, for example.


    او به عنوان مثال سه نظریه مختلف در مورد زندگی پس از مرگ به من ارائه کرد.

  • Those other features revealed in various divine forms were simply ignored, in particular with relation to Osiris and the afterlife.


    آن ویژگی های دیگر که در اشکال مختلف الهی آشکار شد، به سادگی نادیده گرفته شد، به ویژه در رابطه با اوزیریس و زندگی پس از مرگ.

  • This ritual restored to the mummy all his faculties so that he might enjoy the afterlife to the full.


    این آیین تمام توانایی های او را به مومیایی بازگرداند تا او از زندگی پس از مرگ نهایت لذت را ببرد.

  • Christina believed she was released from the afterlife to pray for the souls in purgatory.


    کریستینا معتقد بود که از زندگی پس از مرگ رها شده است تا برای ارواح در برزخ دعا کند.

  • So much emphasis is placed on the afterlife that the conditions of the present life are extremely neglected.


    آنقدر بر زندگی پس از مرگ تأکید می شود که شرایط زندگی کنونی به شدت نادیده گرفته می شود.

example - مثال
  • Most Christians believe in an afterlife of some sort often referred to as heaven.


    اکثر مسیحیان به نوعی زندگی پس از مرگ اعتقاد دارند که اغلب از آن به عنوان بهشت ​​یاد می شود.

  • They'll be reunited in the afterlife.


    آنها در زندگی پس از مرگ دوباره به هم خواهند رسید.

synonyms - مترادف
  • immortality


    جاودانگی


  • بهشت

  • hereafter


    پس از این

  • paradise


    نیروانا

  • nirvana


    سعادت

  • bliss


    فراتر


  • ابدیت

  • eternity


    والهالا

  • Valhalla


    صهیون

  • Zion


    پس از جهان

  • afterworld


    الیزیوم

  • Elysium


    جهان بعدی


  • دره شادی


  • زندگی پس از مرگ


  • زندگی ابدی

  • everlasting life


    زندگی آینده

  • life everlasting


    جایگاه خدا


  • طرف دیگر

  • abode of God


    جهان روح

  • eternal life


    آخرت شیرین


  • دنیای بی پایان


  • فراتر از بزرگ

  • sweet hereafter


    شکارگاه مبارک


  • پادشاهی آمده


  • امپریایی


  • زندگی بعدی

  • kingdom come


    در بالا

  • empyrean


    سیون



  • Sion


antonyms - متضاد
  • forelife


    زندگی پیشین

لغت پیشنهادی

anymore

لغت پیشنهادی

preserving

لغت پیشنهادی

algorithmic