alliteration

base info - اطلاعات اولیه

alliteration - واج آرایی

noun - اسم

/əˌlɪtəˈreɪʃn/

UK :

/əˌlɪtəˈreɪʃn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [alliteration] در گوگل
description - توضیح

  • استفاده از چند کلمه در کنار هم که با یک صدا یا حرف شروع می شود تا جلوه خاصی به خصوص در شعر ایجاد کند


  • استفاده از یک صدا یا صداها، به ویژه صامت ها، به ویژه در شعر، در ابتدای چند کلمه نزدیک به هم.

  • the repetition of consonants at the beginning of two or more words, as in live and learn


    تکرار صامت ها در ابتدای دو یا چند کلمه مانند زندگی و یادگیری

  • As the Joyce example shows, this foregrounding is not limited to the more obvious poetic devices, such as metaphor and alliteration.


    همانطور که مثال جویس نشان می دهد، این پیش زمینه به ابزارهای شاعرانه آشکارتر، مانند استعاره و تمثیل محدود نمی شود.

  • For alliteration it ought to be Pablo or Picauo.


    برای آلتراسیون باید پابلو یا پیکائو باشد.

  • The parallelisms are reinforced by frequent alliteration, indicated by italics.


    توازی ها با آلتراسیون مکرر، که با حروف کج نشان داده می شوند، تقویت می شوند.

  • Are there any phonological patterns of rhyme, alliteration, assonance, etc?


    آیا الگوهای واجی قافیه، همخوانی، همخوانی و غیره وجود دارد؟

  • And children love poetic rhythms, alliteration, nonsense mutations.


    و کودکان عاشق ریتم های شاعرانه، آلتراسیون، جهش های مزخرف هستند.

  • So Chelsea had more reason than alliteration to fear a third successive failure to reach the third round.


    بنابراین، چلسی دلیلی بیش از تطابق برای ترس از سومین شکست متوالی در رسیدن به دور سوم داشت.

  • The bombast, the alliteration, the pseudo-erudition that some people back then would take for the real thing.


    بمباران، همخوانی، شبه علم و دانشی که در آن زمان برخی از مردم آن را به عنوان چیز واقعی انتخاب می کردند.

example - مثال
  • Round the rugged rocks the ragged rascal ran uses alliteration.


    «دور صخره‌های ناهموار، راسکای ژنده‌دار دوید» از آلتراسیون استفاده می‌کند.

synonyms - مترادف
  • assonance


    همخوانی

  • consonance


    اکو

  • echo


    رزونانس

  • resonance


    الگوی صدا


  • تکرار صدا

  • sound repetition


    قافیه

  • rhyming


    تکرار

  • rhyme


    طنین انداز

  • repetition


    صدای صدادار

  • echoing


    عود

  • vowel-chime


    تکثیر. مضاعف شدن

  • recurrence


  • iteration


  • duplication


antonyms - متضاد
  • dissonance


    ناهماهنگی

لغت پیشنهادی

bunk

لغت پیشنهادی

buzzword

لغت پیشنهادی

rebelled