assessors

base info - اطلاعات اولیه

assessors - ارزیابان

N/A - N/A

əˈses.ɚ

UK :

əˈses.ər

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assessors] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • The assessor stated that the fire damage was not as severe as the hotel's owner had claimed.


    ارزیاب اظهار داشت که خسارت آتش سوزی به آن اندازه که صاحب هتل ادعا کرده بود، نبود.

  • In the role of assessor, the tester examines each candidate's writing to determine its strengths and areas of weakness.


    در نقش ارزیاب، آزمایش‌کننده نوشته‌های هر داوطلب را بررسی می‌کند تا نقاط قوت و نقاط ضعف آن را مشخص کند.

  • The assessor's offices vary in how they determine a home's value.


    دفاتر ارزیاب در نحوه تعیین ارزش خانه متفاوت هستند.

  • An assessor sent on behalf of the insurance company examined the damage on December 15.


    ارزیاب اعزامی به نمایندگی از شرکت بیمه در 15 دسامبر خسارت را بررسی کرد.

  • The scientific assessor was asked to testify in court.


    از ارزیاب علمی خواسته شد در دادگاه شهادت دهد.

synonyms - مترادف
  • appraisers


    ارزیابان

  • examiners


    ممتحنین

  • inspectors


    بازرسان

  • investigators


    محققین

  • testers


    آزمایش کننده ها

  • analysers


    آنالیزورها

  • checkers


    چکرز

  • evaluators


    قضات

  • judges


    درآمدزایی

  • revenuers


    نقشه برداران

  • surveyors


    مالیات دهندگان

  • taxers


    موشکافان

  • scrutineers


    حسابرسان

  • scrutinizers


    ناظران

  • auditors


    تحلیلگران

  • overseers


    سانسور

  • supervisors


    سرپرستان

  • analysts


    بررسی کنندگان

  • censors


    امتحان کنندگان

  • superintendents


    تنظیم کننده

  • reviewers


    استراق سمع

  • examinants


    اکچوئرها

  • regulators


    شنوندگان

  • eavesdroppers


    صندوقداران

  • actuaries


    منتقدان

  • hearers


    حسابداران

  • listeners


  • cashiers


  • critics


  • bookkeepers


  • accountants


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

broad

لغت پیشنهادی

biz

لغت پیشنهادی

baroque