barley
barley - جو
noun - اسم
UK :
US :
گیاهی که دانه ای تولید می کند که برای تهیه غذا یا الکل استفاده می شود
a tall plant like grass with long straight hairs growing from the head of each stem, or the grain from this plant used for food and for making beer and whisky
گیاهی بلند مانند علف با موهای بلند و صاف که از سر هر ساقه رشد می کند یا دانه این گیاه برای غذا و برای تهیه آبجو و ویسکی استفاده می شود.
گیاه بلندی که برای غلاتش می رویند یا دانه این گیاه که برای غذا استفاده می شود
جو را اضافه کنید و 30 دقیقه دیگر بجوشانید.
سایر غلات موجود چاودار و مالت جو هستند که به طعم نیز کمک می کنند.
After a bit they sat up and watched the welcome breeze work like an animal through the silver-green barley.
پس از اندکی نشستند و نسیم خوش آمدگویی را تماشا کردند که مانند یک حیوان در میان جو سبز نقره ای کار می کرد.
جودی به من گفت که در ایست گرند فورک در حال برداشتن بار جو است.
Good quality barley is making £151 a tonne so not unnaturally, both farmers and merchants are rubbing their hands.
جو با کیفیت خوب 151 پوند در هر تن تولید می کند، بنابراین، نه غیرطبیعی، هم کشاورزان و هم بازرگانان دست خود را می سایند.
مخلوط جو را از روی حرارت بردارید و بگذارید 5 دقیقه بماند.
با گرفتن توت جو و خیساندن آنها در آب درست می شود.
می دانید، پوست با حمل جو ساییده شد.
fodder
علوفه
غذا
forage
خوراک
اثبات کننده
provender
گراب
grub
حشرات
vittles
مواد غذایی
foodstuff
جیره
rations
سیلو
silage
خوراکی ها
victuals
پوشال
straw
مرتع
pasturage
کای
kai
چسب
tack
چمن
ذرت
غلات
feedstuff
یونجه
وعده غذایی
hay
خوراک دام
غذای حیوانات
مفاد
مواد خوراکی
provisions
گیاهی
comestibles
رزق و روزی
herbage
تغذیه
sustenance
خوراکی
nourishment
nutriment
aliment
victual
