batman
batman - بتمن
noun - اسم
UK :
US :
خدمتکار شخصی یک افسر در ارتش بریتانیا
a popular character in cartoon strips, films, and television programmes, who fights criminals and protects ordinary people. He has a partner called Robin who sometimes helps him. Batman wears a large black cape and a black mask and he drives a car called the Batmobile, which contains a lot of clever equipment and can travel very fast. When Batman has a good idea Robin usually says ‘Good thinking Batman!’ People sometimes use this phrase humorously when someone suggests a plan.
یک شخصیت محبوب در استریپ های کارتونی، فیلم ها و برنامه های تلویزیونی که با جنایتکاران مبارزه می کند و از مردم عادی محافظت می کند. او شریکی به نام رابین دارد که گاهی به او کمک می کند. بتمن یک شنل مشکی بزرگ و یک ماسک مشکی به سر می کند و با ماشینی به نام بت موبیل رانندگی می کند که حاوی تجهیزات بسیار هوشمندانه ای است و می تواند بسیار سریع حرکت کند. وقتی بتمن ایده خوبی دارد، رابین معمولاً میگوید «خوب فکر میکنم، بتمن!» مردم گاهی اوقات وقتی کسی طرحی را پیشنهاد میکند از این عبارت به صورت طنز استفاده میکنند.
خدمتکار شخصی یک افسر، به ویژه در نیروهای مسلح بریتانیا
با وجود سال ها مراقبت از بتمن، او دقیقا می دانست که از او چه انتظاری می رود.
به نظر من، ورود یک بتمن با یک سطل آب اغلب با عاشقانه دشمنی دارد.
The major wheezed his farewells and Stephen found himself the possessor of a shiny belt new boots and a deferential batman.
سرگرد خداحافظی خود را خس خس کرد و استفن خود را صاحب یک کمربند براق، چکمه های نو و یک بتمن متواضع دید.
من به بتمن عالی خود، جونز اشاره کرده ام.
او و ده پنگوئن دیگر در حال بازی در فیلم جدید بتمن هستند که امشب در لندن اکران می شود.
servant
خدمتگزار
menial
پست
داخلی
lackey
لاکی
retainer
نگهدارنده
skivvy
اسکیووی
برده
drudge
طاقت فرسا
minion
مینیون
attendant
خدمتکار
vassal
رعیت
flunkey
فلانکی
steward
مباشر
slavey
روزانه
maid
استخدام
پیاز
hireling
خدمتکار خانه
scullion
دستیار
housemaid
شلخته
یاور
manservant
کاراکتر
flunky
نوکر
helper
پاک کننده
char
دختر زن
servitor
خانه دار
valet
cleaner
charwoman
housekeeper
maidservant
serf
استاد
mistress
معشوقه
کارفرما
lord
خداوند
رئیس
liege
ارباب
monarch
پادشاه
overseer
ناظر
sovereign
کنترل کننده
controller
مسئول وظیفه
taskmaster
مدیر
overlord
خط كش
ruler
