bicycle
bicycle - دوچرخه
noun - اسم
UK :
US :
وسیله نقلیه ای با دو چرخ که با فشار دادن پدال های آن با پاهای خود سوار می شوید
برای رفتن به جایی با دوچرخه
a two-wheeled vehicle that you sit on and move by turning the two pedals (= flat parts you press with your feet)
وسیله نقلیه دو چرخی که روی آن می نشینید و با چرخاندن دو پدال حرکت می کنید (= قسمت های صافی که با پا فشار می دهید)
برای دوچرخه سواری
a vehicle with two wheels and a seat for a rider whose feet push pedals around in circles to make the wheels turn
وسیله نقلیه ای با دو چرخ و صندلی برای سوارکاری که پاهایش پدال ها را به صورت دایره ای فشار می دهند تا چرخ ها بچرخند.
Britain still has a bicycle industry; frames and complete bicycles are manufactured here though most of the components are imported.
بریتانیا هنوز صنعت دوچرخه دارد. قابها و دوچرخههای کامل در اینجا تولید میشوند، اگرچه بیشتر قطعات آن وارداتی است.
In learning a task how to ride a bicycle, for example one attends at first to every muscular movement.
در یادگیری یک کار، مثلاً نحوه دوچرخه سواری، ابتدا به هر حرکت عضلانی توجه می شود.
و همینطور دوچرخه سواری، با شاخه های بیرون زده زیادی که باید ردیابی و اجتناب کرد.
تنها چیزی که دوچرخه او نیاز داشت استفاده منظم بود.
من این خانه جدید و یک دوچرخه جدید دارم.
بعد دور پیچ آمد و دوچرخه را دید.
Chastened, you pick up the bicycle and shuffle indoors, convinced you have ruined everything for good.
با تنبیه، دوچرخه را برمیدارید و داخل خانه میچرخید، متقاعد شدهاید که همه چیز را برای همیشه خراب کردهاید.
سوار دوچرخه اش شد و رفت.
یکشنبه رفتیم دوچرخه سواری.
او روز را با دوچرخه در اطراف دریاچه گذراند.
a bicycle helmet/wheel
کلاه / چرخ دوچرخه
با دوچرخه اومدی؟
پیاده شدم و شروع کردم به هل دادن دوچرخه ام به بالای تپه.
وقتی دوچرخهاش روی برگهای خیس لغزید، از دوچرخهاش خارج شد.
دوچرخه اش را با رکاب از مسیر بالا برد.
من با دوچرخه سر کار می روم.
هرگز نباید در شب بدون چراغ دوچرخه سواری کنید.
او با دوچرخه به سمت قلب آمستردام می رود.
بعد از این رویداد، شش مایل به خانه برگشتیم.
او با دوچرخه به مدرسه می رود.
دیروز تو را در حال دوچرخه سواری در شهر دیدم.
دوچرخه
pushbike
دوچرخه سواری
چرخه
racer
مسابقه دهنده
velocipede
سرعت
bone-shaker
استخوان تکان دهنده
tandem
پشت سر هم
tricycle
سه چرخه
wheels
چرخ ها
دوچرخه هل
push-bike
دو چرخ
two-wheeler
دوچرخه کوهستان
چرخه پدال
pedal cycle
دوچرخه مسابقه ای
push bicycle
استخوان شکن
racing bike
پنی فرتینگ
boneshaker
موتور
penny-farthing
اسکرامبلر
motorbike
موتورسیکلت
scrambler
دوچرخه تریل
motorcycle
دوچرخه خاکی
اسکوتر
گراز
scooter
مینی دوچرخه
hog
خردکن
minibike
موتور کم قدرت
chopper
moped
