bookkeeping
bookkeeping - حسابداری
noun - اسم
UK :
US :
شغل یا فعالیت ثبت حسابهای مالی یک سازمان
the job or activity of keeping an exact record of the money that has been spent or received by a business or other organization
شغل یا فعالیت نگهداری سوابق دقیق پولی که توسط یک تجارت یا سازمان دیگر خرج یا دریافت شده است
the job or activity of keeping a record of money spent or received by a business or other organization
شغل یا فعالیت نگهداری سوابق پولی که توسط یک تجارت یا سازمان دیگر خرج یا دریافت شده است
فعالیت نگهداری سوابق تمام پول هایی که یک شرکت خرج می کند و دریافت می کند
عزیزم، این یک شرکت حسابداری نیست.
با این حال، رویه های حسابداری محرمانه احتمالاً مقدار بیشتری را پنهان می کند.
Before we can deal with the family in any realistic way though we have to do some family bookkeeping.
با این حال، قبل از اینکه بتوانیم با خانواده به روشی واقع بینانه برخورد کنیم، باید مقداری حسابداری خانوادگی انجام دهیم.
او ذوق حسابداری داشت، Con داشت.
این بیش از یک تمرین انتزاعی در حسابداری است، زیرا ما فقط از آنچه برایمان ارزش قائل هستیم محافظت می کنیم.
اما به زودی برای او آشکار شد که حسابداری کافی نیست.
البته، بدون قرار دادن حسابداری از طریق صندوق قرض الحسنه، می توان به همین نتیجه رسید.
آیا مهارت های خاصی مانند نوشتن، تایپ، دفترداری، به طور کلی مدیریت دارید؟
یک حسابدار خوب با دقت کار می کند.
این شرکت گفت بسیاری از مشکلات ناشی از کنترل ناکافی بر حسابداری آن است.
Auditors uncovered 53 bookkeeping errors.
حسابرسان 53 خطای حسابداری را کشف کردند.