bribery
bribery - رشوه دادن
noun - اسم
UK :
US :
عمل رشوه دادن
پول دادن ناصادقانه به کسی برای متقاعد کردن او برای انجام کاری برای کمک به شما
an attempt to make someone do something for you by giving the person money presents, or something else that they want
تلاش برای وادار کردن کسی به انجام کاری برای شما با دادن پول، هدایا یا چیز دیگری که او می خواهد
the crime of giving someone money or something else of value often illegally, to persuade that person to do something you want
جرم دادن پول یا چیز ارزشمند دیگری، اغلب غیرقانونی، برای متقاعد کردن شخص به انجام کاری که شما می خواهید
the crime of giving someone especially someone in a position of authority money a gift etc. so that they will do something illegal or dishonest for you
جرم دادن به کسی، به ویژه به کسی که در مقامی در مقام است، پول، هدیه و غیره می دهد تا کاری غیرقانونی یا نادرست برای شما انجام دهد.
یکی از وعده های اصلی مبارزات انتخاباتی مارو انجام کاری در مورد رشوه و فساد بود.
گوزمان بیش از 20 سال به جرم انجمن جنایتکارانه و رشوه خواری محکوم بود.
Bureaucratic bottlenecks, internal corruption and bribery topped the concerns when dealing with government.
تنگناهای بوروکراتیک، فساد داخلی و رشوه خواری در رأس نگرانی ها در برخورد با دولت قرار داشتند.
Earlier this year Felix pled guilty to money-laundering charges growing out of his arrest on drug and bribery charges.
در اوایل سال جاری، فلیکس به اتهامات پولشویی ناشی از دستگیری او به اتهام مواد مخدر و رشوه اعتراف کرد.
رشوه دادن یا رشوه دادن به هر شکلی را به هر کسی در بخش دولتی ممنوع می کند.
اجاره پایین به عنوان نوعی رشوه دادن به رای دهندگان تلقی می شود.
بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر سابق، به ظن دریافت رشوه تحت بازجویی قرار دارد.
Officials said the bribery investigation would continue.
مقامات گفتند که تحقیقات مربوط به رشوه ادامه خواهد یافت.
چندین سیاستمدار با رشوه خواری و رسوایی جنسی مرتبط هستند.
ادعا می شود که شرکت های آمریکایی از رشوه برای برنده شدن در قراردادها استفاده کرده اند.
کارفرمایان مواد مخدر برای بیرون ماندن از زندان از رشوه استفاده می کردند.
او به اتهام رشوه بازداشت شد.
اتهامات رشوه خواری و فساد
The organization was rife with bribery and corruption.
سازمان مملو از رشوه و فساد بود.
اتهامات این پنج مرد شامل رشوه، اخاذی و تبانی است.
اتهامات رشوه خواری و فساد اداری مطرح شد.
او در یک رسوایی رشوه به خاطر قراردادهای تامین مترو متهم شد.
corruption
فساد
subornation
تابعیت
graft
پیوند
palm-greasing
چرب کردن کف دست
payola
پایولا
inducement
انگیزه
crookedness
کج بودن
enticement
اغوا کردن
buying off
خرید کردن
hush money
پول را خاموش کن
fraud
تقلب
shadiness
سایه
bribe
رشوه دادن
پرداخت
ثابت
payoff
بازده
dishonesty
بی صداقتی
fraudulence
بی وجدان بودن
unscrupulousness
جرم انگاری
criminality
فریب
deceit
رشوه گیری
venality
سودجویی
profiteering
شرارت
villainy
تخلف
malfeasance
تباهی
bribing
بی اخلاقی
fraudulency
تنبلی
depravity
wickedness
immorality
turpitude
honesty
صداقت
تقوا
عدالت
decency
نجابت
virtuousness
فضیلت
incorruptibility
فساد ناپذیری
honorUS
افتخار ایالات متحده
righteousness
تمامیت
integrity
HonourUK
honourUK
احتیاط
probity
دقت نظر
scrupulousness
امانت
justness
شخصیت
trustworthiness
قابل اعتماد بودن
اعتماد
truthfulness
اشرافیت
dependability
قابلیت اطمینان
trustiness
وفاداری
nobility
شهرت
reliability
انصاف
fidelity
اعتبار
reputability
بی عیب و نقص بودن
fairness
سلامتی
authenticity
خلوص
impeccability
اخلاقیات
wholesomeness
خوبی
pureness
شرافت
morals
goodness
honourableness
loyalty