broom
broom - جارو
noun - اسم
UK :
US :
یک برس بزرگ با دسته بلند که برای جارو کردن کف استفاده می شود
یک بوته بزرگ با گل های کوچک زرد
a brush with a long handle and bristles (= short stiff hairs or pieces of plastic), used for cleaning the floor or the ground
برس با دسته بلند و پرز (= موهای کوتاه و سفت یا قطعات پلاستیکی) که برای تمیز کردن کف یا زمین استفاده می شود.
a brush with a long handle made of a wooden stick and long parts for sweeping made of twigs (= small thin tree branches), which is often connected with witches (= people especially women, believed to have magical powers) in stories
قلمویی با دستهای بلند از چوب چوبی و قطعات بلند برای جارو کردن از شاخهها (= شاخههای کوچک و نازک درخت) که اغلب در داستانها با جادوگران (= مردم، بهویژه زنان، که به گمان میرود قدرت جادویی دارند) مرتبط است.
ابزاری برای صاف کردن یخ در ورزش کرلینگ
بوته ای با گل های کوچک زرد
یک برس با دسته بلند که برای تمیز کردن کف استفاده می شود
یک گلدان برای شستن و یک جارو زیر پیشخوان وجود دارد.
دستش را به جارو یا تکه ای آتش می زد.
بنیستر او را در کمد جارویی در طبقه بالا نصب می کند.
مانند آداب برداشت و کاشت در جوامع چوپانی، جاروی بیابانی نشانه است.
اندازه جاروهای باغبان را با خودمان مقایسه کردیم.
منظورم آن لقمه در کمد جارو است - اوه، شما آن را ندیدید، نه؟
این همان جایی است که بوریس بکر معشوقه خود را در کمد جارو باردار کرد.
به عقب نگاه کردم و دیدم آنها با جارو دنبالم می آیند.
یک جارو بردارید و بیایید تمیز کنیم.
خوب، می دانید آنها چه می گویند - یک جارو جدید تمیز می شود.
روز اول سر کار به او یک جارو دادند و گفتند که زمین را جارو بزند.
جادوگر زمزمه کرد و روی جاروش پرواز کرد.
کاپیتان تیم به هم تیمی ها می گوید که یخ جلوی سنگ متحرک را با جاروهایشان جارو کنند.
برای سنگ و جارو می توانید وسایل پیچش را با قیمت 6 دلار در ساعت اجاره کنید.
کوه ها پوشیده از بوته ای از جارو و مرت است.
این جارو تا 15 فوت رشد می کند و بیشه های غیر قابل نفوذ را تشکیل می دهد.
من از آن جارو برای جارو کردن کف آشپزخانه استفاده می کنم.
کثیف
