infusion

base info - اطلاعات اولیه

infusion - تزریق

noun - اسم

/ɪnˈfjuːʒn/

UK :

/ɪnˈfjuːʒn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [infusion] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • a cash infusion into the business


    تزریق پول نقد به کسب و کار


  • تزریق استعدادهای جدید در آموزش علوم

  • The company needs an infusion of new blood (= new employees with new ideas).


    شرکت به تزریق خون جدید (= کارمندان جدید با ایده های جدید) نیاز دارد.

  • an infusion of camomile


    دم کرده بابونه

  • An infusion of $100,000 into the company is required.


    تزریق 100000 دلار به شرکت مورد نیاز است.

  • She drinks an infusion of herbs.


    او دم کرده گیاهان می نوشد.

  • An infusion of funds is desperately needed.


    تزریق بودجه به شدت مورد نیاز است.

  • Central banks acted to calm nervous financial markets by providing an infusion of cash into the system.


    بانک های مرکزی برای آرام کردن بازارهای مالی عصبی با تزریق نقدینگی به سیستم اقدام کردند.

  • a huge/large/massive infusion


    تزریق بزرگ/بزرگ/عظیم

  • Some analysts questioned whether the internet company could get back on track without an infusion of new blood in the top ranks.


    برخی از تحلیلگران این سوال را مطرح کردند که آیا شرکت اینترنتی می تواند بدون تزریق خون جدید در رده های بالا به مسیر خود بازگردد.

synonyms - مترادف
  • brew


    دم کردن

  • concoction


    معجون

  • beverage


    نوشیدنی

  • tea


    چای

  • decoction


    جوشانده


  • غوطه وری

  • potion


    آماده سازی

  • immersion


    tisane


  • pekoe

  • tisane


    قهوه

  • pekoe


    طراوت


  • refreshment


antonyms - متضاد
  • sharing


    اشتراک گذاری


  • مدیریت

  • circulation


    جریان


  • توزیع


  • تحویل

  • dissemination


    انتشار | پخش شدن


  • گسترش

  • dispersion


    پراکندگی


  • عرضه


  • حمل و نقل

  • dispensation


    معافیت

  • circulating


    در حال گردش

  • dealing


    معامله

  • dispersal


    تقسیم بندی

  • apportionment


    رسیدگی

  • handling


    انتشار

  • propagation


    تقسیم


  • تخصیص

  • transporting


    در حال گسترش

  • allotment


    تامین می کند

  • spreading


  • allocation


  • supplying


لغت پیشنهادی

approve

لغت پیشنهادی

bioflavonoid

لغت پیشنهادی

gregorian