morrow

base info - اطلاعات اولیه

morrow - فردا

noun - اسم

/ˈmɔːrəʊ/

UK :

/ˈmɒrəʊ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [morrow] در گوگل
description - توضیح

  • روز بعد یا فردا

  • King: How now my noble lords, good morrow!


    شاه: حالا چطور، سروران بزرگوارم، فردا بخیر!

  • Thinking a great many thoughts about home and the morrow, we dropped off at last into a restless sleep.


    با فکر کردن زیاد به خانه و فردا، بالاخره به خوابی بی قرار رفتیم.

  • Still incensed by what she had heard earlier, she began mentally planning a short journey for the morrow.


    او که هنوز از آنچه قبلا شنیده بود خشمگین بود، به طور ذهنی شروع به برنامه ریزی یک سفر کوتاه برای فردا کرد.

  • He should take no thought for the morrow, and should bear in mind that possessions imply making provision for the future.


    او نباید به فکر فردا باشد، و باید در نظر داشته باشد که دارایی مستلزم تدارک آینده است.

  • There was the possibility of kingfisher and water rail for early risers on the morrow.


    فردای آن روز احتمال وجود شاه ماهی و راه آهن آبی برای سحرخیزان وجود داشت.

  • Upper Gumtree, it seemed to me might revive spectacularly on the morrow, given oats, fresh air and exercise.


    به نظر من Upper Gumtree با مصرف جو، هوای تازه و ورزش ممکن است فردا به طرز چشمگیری احیا شود.

  • Ride to Langholm in Eskdale this first night then lie up there over the morrow.


    همین شب اول به لانگهولم در اسکدیل بروید، سپس فردا در آنجا دراز بکشید.

example - مثال
  • We had to leave on the morrow.


    فردا باید میرفتیم

  • Who knows what the morrow (= the future) will bring?


    چه کسی می داند فردا (= آینده) چه خواهد آورد؟

  • They arranged to meet on the morrow.


    قرار گذاشتند فردا همدیگر را ببینند.

synonyms - مترادف

  • صبح

  • forenoon


    قبل از ظهر

  • morn


    صبح.

  • a.m.


    پیش روز

  • AM


    نیمه شب

  • foreday


    نخست

  • morningtide


    زرد


  • قبل از ناهار

  • yeender


    قبل از وقت ناهار


  • بعد از نیمه شب

  • before lunchtime


    وقت صبحانه

  • before noon


    ساعات اولیه

  • after midnight


  • ante meridiem



  • wee hours


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

credit advice

لغت پیشنهادی

excellence

لغت پیشنهادی

megahertz