tantrum
tantrum - اوقات تلخی
noun - اسم
UK :
US :
یک دوره کوتاه ناگهانی که شخصی، به ویژه یک کودک، بسیار عصبانی و غیرمنطقی رفتار می کند
یک دوره ناگهانی عصبانیت کنترل نشده مانند یک کودک خردسال
یک دوره ناگهانی عصبانیت شدید
او چند قهر کرد، من آن را به یاد دارم.
بسیاری از والدین و معلمان در مواجهه با یک عصبانیت گسترده عقب نشینی می کنند.
And he is known for his after-match tantrums, which include an incident when he kicked down an advertising board.
و او به خاطر عصبانیتهای بعد از بازیاش، که شامل حادثهای در هنگام سرنگون کردن یک تابلوی تبلیغاتی است، شهرت دارد.
وقتی دو نفر از تازه واردها توپ فوتبالش را گرفتند، او در مدرسه عصبانی شد.
Sooner or later the persistent tactics of the passive-aggressive child will result in temper tantrums.
دیر یا زود تاکتیک های مداوم کودک منفعل - پرخاشگر منجر به کج خلقی می شود.
خشم داشتن/پرتاب کردن
کودکان اغلب در سن دو سالگی یا نزدیک به آن دچار عصبانیت می شوند.
آنها ادعا کردند که او عصبانی است و کار کردن با او دشوار است.
چارلی در مغازه غوغایی کرده بود/به خاطر اینکه من برایش شیرینی نمی خریدم.
اگر او راه خودش را نگیرد دچار عصبانیت می شود.
اگر من غذا نمیخورم، مادرم عصبانی میشود.
مناسب
huff
هوف
blowup
منفجر کردن
انفجار
صحنه
hissy
خش خش
fireworks
آتش بازی
outburst
هیستریک
hysterics
خشم
rage
دلهره
خلق و خوی
conniption
دیوانگی
temper
شالیزار
frenzy
پاراکسیسم
paddy
موم
paroxysm
حالت
wax
حیوان خانگی
طوفان
خصومت
فوران
animosity
شوره
blowout
عصبانی شدن
dander
خونریزی انگلستان
fret
خونریزی ایالات متحده
haemorrhageUK
استروپ
hemorrhageUS
اخم
strop
لرزان
sulk
تناسب خش خش
wobbly
شعله ور شدن
hissy fit
flare-up
