throne

base info - اطلاعات اولیه

throne - تخت پادشاهی

noun - اسم

/θrəʊn/

UK :

/θrəʊn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [throne] در گوگل
description - توضیح
  • a special chair used by a king or queen at important ceremonies


    صندلی مخصوصی که توسط پادشاه یا ملکه در مراسم مهم استفاده می شود


  • صندلی مخصوصی که توسط یک حاکم، به ویژه پادشاه یا ملکه استفاده می شود

  • the state of being a ruler


    حالت حاکم بودن

  • the toilet


    توالت


  • صندلی مخصوصی که پادشاه یا ملکه استفاده می کند یا شرط حاکم بودن

  • On our retreat in the last year of school a visiting priest talked to us from Sister Superior's throne.


    در خلوت ما در سال آخر مدرسه، یک کشیش مهمان از تاج و تخت خواهر برتر با ما صحبت کرد.

  • Charlemagne's stone throne in the Octagon at Aachen Cathedral.


    تخت سنگی شارلمانی در هشت ضلعی در کلیسای جامع آخن.

  • The Church took the lead in rallying the forces which drove out the poles and established the Romanovs on the throne.


    کلیسا در جمع آوری نیروهایی که قطب ها را بیرون راندند و رومانوف ها را بر تاج و تخت مستقر کردند رهبری کرد.

  • Oedipus of course resigned the throne.


    البته ادیپ از تاج و تخت استعفا داد.

  • When Charles I came to the throne, Calvert resigned, but he did not lose favor.


    زمانی که چارلز اول به سلطنت رسید، کالورت استعفا داد، اما لطف خود را از دست نداد.

  • Or any other pretenders to the throne.


    یا هر مدعی دیگری برای تاج و تخت.

  • After he had gone his two sons asserted their right to the throne, and each tried to be made king.


    پس از رفتن او، دو پسرش حق خود را بر تاج و تخت ادعا کردند و هر کدام سعی کردند پادشاه شوند.

example - مثال
  • He sat very upright in his chair as if he were a king on his throne.


    او بسیار راست روی صندلی خود نشست، انگار که پادشاهی بر تخت خود بود.

  • Queen Elizabeth came/succeeded to the throne in 1952.


    ملکه الیزابت در سال 1952 به سلطنت رسید/به سلطنت رسید.

  • when Henry VIII was on the throne (= was king)


    زمانی که هنری هشتم بر تخت سلطنت بود (= پادشاه بود)

  • Prince Charles is next in line to the British throne.


    شاهزاده چارلز در ردیف بعدی تاج و تخت بریتانیا قرار دارد.


  • تصور می شد دستیار او قدرت واقعی پشت تاج و تخت است.

  • The marriage failed to produce an heir to the throne.


    این ازدواج موفق به ایجاد وارث تاج و تخت نشد.

  • a claimant to the vacant Spanish throne


    مدعی تاج و تخت خالی اسپانیا

  • Republican revolutionaries toppled the king from his throne.


    انقلابیون جمهوری خواه شاه را از تاج و تخت کنار زدند.

  • Elizabeth II ascended/came to the throne (= became queen of Britain) when her father died.


    الیزابت دوم با مرگ پدرش بر تخت نشست/به سلطنت رسید (= ملکه بریتانیا شد).

  • Queen Victoria was on the throne (= was queen) at that time.


    ملکه ویکتوریا در آن زمان بر تخت سلطنت بود (= ملکه بود).

  • William is next in line to the throne (= will become king next).


    ویلیام در صف بعدی تاج و تخت است (= بعداً پادشاه خواهد شد).

  • I can remember dad grabbing the newspaper and saying he'd be on the throne a while.


    یادم می آید که پدر روزنامه را گرفت و گفت که مدتی بر تخت سلطنت خواهد نشست.

  • He is heir to the throne.


    او وارث تاج و تخت است.

synonyms - مترادف
  • sovereignty


    حق حاکمیت


  • قدرت


  • قانون


  • فرمان

  • royalty


    حق امتیاز

  • dominion


    سلطه

  • dignity


    کرامت

  • sovereign power


    قدرت حاکم

  • powers that be


    قدرت ها


  • کرسی قدرت

  • royals


    خانواده های سلطنتی

  • monarchs


    پادشاهان

  • nobility


    اشرافیت

  • kingship


    سلطنت

  • queenship


    ملکه شدن

  • regality


    حاکمان

  • regency


    سرهای تاج دار

  • aristocracy


    خانواده سلطنتی

  • sovereigns


    سران کشورها

  • crowned heads


    تاج

  • royal family


  • heads of state


  • the crown


antonyms - متضاد
  • annexeUK


    AnnexeUK

  • annexUS


    annexUS

  • offshoot


    انشعاب

لغت پیشنهادی

talisman

لغت پیشنهادی

attacked

لغت پیشنهادی

avocado