abet
abet - شریک
verb - فعل
UK :
US :
برای کمک به کسی که کاری اشتباه یا غیرقانونی انجام دهد
کمک کردن یا تشویق کسی به انجام کاری اشتباه یا غیرقانونی
کمک کردن یا تشویق شخص یا چیزی به انجام کاری، به ویژه. چیزی اشتباه یا غیرقانونی
کمک و حمایت شده است.
اگر مقامات منتخب ما از این شهروندان بی سر و صدا محافظت می شدند، حتی با کمک و حمایت آنها چه می شد؟
The Shawnees, abetted by southern Creeks, were seeking to stem the surge of expansion into their hinterlands.
Shawnees با حمایت کریک های جنوبی، به دنبال جلوگیری از افزایش گسترش به مناطق داخلی خود بودند.
غفلت من باعث دزدی زمان شد.
It isn't eased by the knowledge that the bankers who aided and abetted these exercises have suffered as much as anybody.
با دانستن اینکه بانکدارانی که به این تمرینات کمک کردند و از آنها حمایت کردند، به اندازه هر کس دیگری آسیب دیده اند، راحت نیست.
او در این فریب توسط همسرش مشارکت داشت.
او متهم به کمک و مشارکت در این جنایت است.
او به اتهام کمک به سارقان متهم شد.
حسابدار او در این کلاهبرداری به او کمک کرده بود.
وکلای مشکوک افسران شرکت را در سرقت وجوه تشویق کردند.
کمک
کمک کند
بازگشت
حمایت کردن
تحریم
تقویت
boost
به علاوه
further
دومین
تایید و امضا
endorse
کمک ایالات متحده
succorUS
succourUK
succourUK
بک استاپ
backstop
قهرمان
گذشت
condone
تسریع
expedite
طرفدار ایالات متحده
favorUS
favourUK
favourUK
رو به جلو
سریع
حفظ کنند
حفظ کردن
uphold
اصرار
همکاری با
collaborate with
تبانی با
collude with
همنشینی با
connive with
پرورش دادن، پروردن
cooperate with
دست دراز کن
foster
فشار دادن
طرف با
hinder
مانع شود
پیشخوان
deter
بازداشتن
disapprove
رد کردن
discourage
دلسرد کردن
dissuade
منصرف کردن
frustrate
ناامید کردن
halt
مکث
صدمه
impede
مانع
obstruct
مخالفت کنند
جلوگیری کردن
اعتراض
مقاومت کردن
متوقف کردن
تاخیر انداختن
دستگیری
معلول
hamper
بررسی
مهار کند
مسدود کردن
handicap
عقب مانده
خنثی کردن
inhibit
میخچه
بار کردن
retard
گرفتگی
thwart
همسترینگ
stymie
encumber
cramp
hamstring
