anymore

base info - اطلاعات اولیه

anymore - دیگر

N/A - N/A

ˌen.iˈmɔːr

UK :

ˌen.iˈmɔːr

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [anymore] در گوگل
description - توضیح

  • اگر کاری را انجام ندهید یا چیزی دیگر اتفاق نیفتد، انجام آن را متوقف کرده اید یا اکنون اتفاق نمی افتد

  • (used esp. in negative statements) any longer


    (به ویژه در عبارات منفی استفاده می شود) دیگر


  • Anymore همچنین به معنای اکنون یا از این پس، اغلب حتی در اظهارات مثبت است

  • Not many people seem to get fired anymore.


    به نظر می رسد که افراد زیادی دیگر اخراج نمی شوند.

  • There is no master above him anymore.


    دیگر استادی بالاتر از او نیست.

  • Things didn't seem to matter anymore.


    به نظر می رسید چیزها دیگر مهم نبودند.

example - مثال
  • I don't do yoga anymore.


    من دیگه یوگا نمیکنم

  • I don’t know who to trust anymore.


    دیگه نمیدونم به کی اعتماد کنم

  • She doesn’t work here anymore.


    او دیگر اینجا کار نمی کند.

  • We never go outall we do anymore is watch TV.


    ما هرگز بیرون نمی رویم - تنها کاری که انجام می دهیم تماشای تلویزیون است.

  • I’m scared to be alone anymore.


    من دیگر از تنها بودن می ترسم.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

unanimity

لغت پیشنهادی

reassuring

لغت پیشنهادی

climbed