aground
aground - زمین
adverb - قید
UK :
US :
If a boat or ship is aground, it is unable to move because it is touching ground or in a place where there is very little water
اگر قایق یا کشتی به گل نشسته باشد، به دلیل تماس با زمین یا در مکانی که آب بسیار کمی دارد، قادر به حرکت نیست.
لمس زمین زیر آب
Normally the pilot would have been on board before the ship ran aground 100 yards off the Tower of Hercules navigation light.
به طور معمول، خلبان قبل از اینکه کشتی در فاصله 100 یاردی از چراغ ناوبری برج هرکول به گل نشسته بود، سوار می شد.
The beach was long flat and shelved so gently that no normal vessel could have come ashore without running aground.
ساحل طولانی، مسطح و به آرامی قفسه بندی شده بود که هیچ کشتی معمولی نمی توانست بدون زمین خوردن به ساحل بیاید.
At least 20 others were run aground, driven into sand bars by huge waves and winds topping 100 miles per hour.
حداقل 20 نفر دیگر به گل نشسته و توسط امواج عظیم و بادهایی با سرعت 100 مایل در ساعت به داخل میله های شنی رانده شدند.
The pirate station which ran aground last November, is using equipment and records donated by listeners.
ایستگاه دزدان دریایی که نوامبر گذشته به گل نشست، از تجهیزات و سوابق اهدایی شنوندگان استفاده می کند.
کاپیتان و خدمه نفتکشی که در گالاپاگوس به گل نشسته بود دستگیر شدند.
مجروح را میتوان روی زمینهای Mid Haisbro Sand مشاهده کرد، و در حالت تورم متوسط کمی بالا آمد.
نفتکش در سواحل اسپانیا غرق شد/غرق شد.
او حاضر نبود بپذیرد که استراتژی شرکتش از بین رفته است.
این کشتی در حال حاضر در سواحل بریتنی به گل نشسته است.
تانکر نفت در مه غلیظ بر روی یک گل و لای به گل نشست.
نفتکش غرق شد و 11 میلیون گالن نفت خام نشت کرد.
afloat
شناور