API

base info - اطلاعات اولیه

API - API

N/A - N/A

ˌeɪ.piˈaɪ

UK :

ˌeɪ.piˈaɪ

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [API] در گوگل
description - توضیح

  • مجموعه ای از کدهای کامپیوتری که امکان برقراری ارتباط انواع نرم افزارها با یکدیگر و تبادل داده ها را فراهم می کند

  • abbreviation for application programming interface a way of communicating with a particular computer program or internet service


    مخفف رابط برنامه نویسی کاربردی روشی برای برقراری ارتباط با یک برنامه کامپیوتری خاص یا سرویس اینترنتی

  • abbreviation for Asian Pacific Islander a person living in the United States whose family originally comes from the Far East Southeast Asia, South Asia, or the Pacific Islands


    مخفف Asian Pacific Islander فردی که در ایالات متحده زندگی می کند و خانواده او در اصل از خاور دور، آسیای جنوب شرقی، آسیای جنوبی یا جزایر اقیانوس آرام هستند.

  • abbreviation for application programming interface a set of rules that defines how a software program can request and receive information from other software usually a website


    مخفف رابط برنامه نویسی کاربردی مجموعه قوانینی است که تعریف می کند چگونه یک برنامه نرم افزاری می تواند از نرم افزارهای دیگر، معمولاً یک وب سایت، اطلاعات درخواست و دریافت کند.

  • abbreviation for American Petroleum Institute a professional organization in the US that represents companies in the oil and natural gas industries


    مخفف American Petroleum Institute یک سازمان حرفه ای در ایالات متحده است که نماینده شرکت های صنایع نفت و گاز طبیعی است.

example - مثال
  • The term “Asian Pacific Islander” or API is a now commonly used way to describe people of Asian American and Pacific Islander descent in the United States.


    اصطلاح «جزیره‌ای آسیایی اقیانوس آرام» یا API روشی است که امروزه معمولاً برای توصیف افراد آسیایی آمریکایی و جزایر اقیانوس آرام در ایالات متحده استفاده می‌شود.

  • There are API organizations, scholarships, grants, and academic disciplines.


    سازمان های API، بورسیه ها، کمک های مالی و رشته های دانشگاهی وجود دارد.

  • The API reported that heating oil stocks grew by 2.4 million barrels last week.


    API گزارش داد که ذخایر نفت گرمایش در هفته گذشته 2.4 میلیون بشکه افزایش یافته است.

synonyms - مترادف
  • middleware


    میان افزار

  • adapter


    آداپتور

  • bus


    اتوبوس

  • controller


    کنترل کننده

  • interface


    رابط

  • intermediate layer


    لایه میانی

  • middle-layer


    روتر

  • router


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

and

لغت پیشنهادی

distinctly

لغت پیشنهادی

bankruptcy