armadillo

base info - اطلاعات اولیه

armadillo - آرمادیلو

noun - اسم

/ˌɑːrməˈdɪləʊ/

UK :

/ˌɑːməˈdɪləʊ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [armadillo] در گوگل
description - توضیح
  • a small animal that has a shell made of hard material and lives in parts of North and South America


    حیوان کوچکی که پوسته‌ای از مواد سخت دارد و در بخش‌هایی از آمریکای شمالی و جنوبی زندگی می‌کند

  • a small animal whose body is covered in hard strips that allow it to roll into a ball when attacked


    حیوان کوچکی که بدنش با نوارهای سخت پوشیده شده است که به آن اجازه می دهد در هنگام حمله به صورت توپ بغلتد

  • a small animal found in South America, Central America, and in the southern US which has a body covered by hard bony strips that allow it to curl into a ball to protect itself when attacked


    حیوان کوچکی که در آمریکای جنوبی، آمریکای مرکزی و جنوب ایالات متحده یافت می‌شود و بدن آن با نوارهای استخوانی سخت پوشیده شده است که به آن اجازه می‌دهد در هنگام حمله از خود محافظت کند و به شکل توپ در بیاید.

  • The road yaws out in front of us and it is clear that yet another armadillo has been chucked overboard.


    جاده در مقابل ما پیچ می خورد، و واضح است که باز هم یک آرمادیلو دیگر از دریا پریده است.

  • Several years ago there was a fine armadillo whose body consisted of automobile tires of various sizes.


    چندین سال پیش یک آرمادیلو خوب وجود داشت که بدنه آن از لاستیک های اتومبیل در اندازه های مختلف تشکیل شده بود.

  • I remember him in Zoo Quest bringing down a fleeing armadillo with a rugby tackle.


    من او را در Zoo Quest به یاد دارم که یک آرمادیلو در حال فرار را با یک تکل راگبی پایین آورد.

  • For decades the road remained a quiet spot for armadillo, quail, and gopher.


    برای چندین دهه، جاده مکانی آرام برای آرمادیلو، بلدرچین و گوفر باقی ماند.

  • He must distinguish snakes from eels, tortoises from armadillos, on the basis of the bones presented to him.


    او باید مارها را از مارماهی ها، لاک پشت ها را از آرمادیلوس ها بر اساس استخوان هایی که به او ارائه می شود تشخیص دهد.

  • I can not look at another zebra, another wildebeest, and certainly no more armadillos!


    من نمی توانم به گورخر دیگری نگاه کنم، وحشی دیگر، و مطمئناً هیچ آرمادیلو دیگری!

  • So why are some fellow Republicans acting as if Bush were a rabid armadillo?


    پس چرا برخی از جمهوریخواهان طوری رفتار می کنند که گویی بوش یک آرمادیلو هار است؟

  • The most impressive of all the armadillo species when responding to attack is the three-banded.


    چشمگیرترین گونه از همه گونه های آرمادیلو، هنگام پاسخ به حمله، سه باند است.

example - مثال
synonyms - مترادف
  • edentate


    دندانه دار

  • anteater


    مورچه خوار

  • aardvark


    تنبلی

  • sloth


    خاکریز

  • earthhog


    خوک خاکی

  • earthpig


    خرس مورچه

  • ant bear


    گراز خاکی

  • earth pig


    مورچه خوار آفریقایی

  • earth hog


  • African anteater


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

arête

لغت پیشنهادی

Belize

لغت پیشنهادی

deleterious