ascendancy
ascendancy - برتری
noun - اسم
UK :
US :
موقعیت قدرت، نفوذ یا کنترل
موقعیت قدرت، قدرت یا موفقیت
ایالات متحده پس از جنگ جهانی دوم به برتری رسید.
My view is that he combined two qualities that were, at the time of his ascendancy, regarded as mutually exclusive.
نظر من این است که او دو خصلت را با هم ترکیب کرد که در زمان تعالی او، متقابل تلقی می شدند.
Certainly there was abundant evidence as to how the centre-left had lost its entrenched intellectual and ideological ascendancy.
مطمئناً شواهد فراوانی وجود داشت که نشان میدهد چگونه چپ میانه برتری فکری و ایدئولوژیک ریشهدار خود را از دست داده است.
عقب نشینی مارکسیسم با برتری راست نو به موازات آن بوده است.
لیلوف رد کرد که این نشان دهنده برتری محافظه کاران حزبی است.
سابق به نظر می رسد در حال حاضر در برتری.
بعد از آن، گرگ ها بسیار در اوج بودند.
یکی دیگر از واقعیت های سیاسی، برتری حزب جمهوری خواه است.
یونایتد پس از پایان نیمه اول به برتری رسید.
The opposition party was in the ascendancy (= gaining control).
حزب اپوزیسیون در عروج (= به دست آوردن کنترل) بود.
فقرا بر ثروتمندان برتری اخلاقی دارند.
آنها در خطر از دست دادن برتری سیاسی (= قدرت کنترل) خود هستند.
Supporters of the proposal are currently in the ascendancy over its opponents (= are more powerful than them).
حامیان این پیشنهاد در حال حاضر بر مخالفان آن برتری دارند (= قدرتمندتر از آنها هستند).
supremacy
برتری
dominance
تسلط
dominion
سلطه
کنترل
قدرت
domination
حق حاکمیت
تاب خوردن
sovereignty
غلبه
sway
فرمان
predominance
قانون
نفوذ
سلطنت کنند
هژمونی
reign
صعود
superiority
رهبری
mastery
حاشیه، غیرمتمرکز
preeminence
امپراتوری
hegemony
حاکمیت
ascendency
غالب بودن
primacy
مزیت - فایده - سود - منفعت
ascendance
paramountcy
prepotency
ascendence
imperium
sovranty
predominancy
prepotence
subordination
تابعیت
inferiority
حقارت
weakness
ضعف
disadvantage
عیب
powerlessness
ناتوانی
servility
نوکری
subjection
اطاعت
subservience
سلطه
domination
انقیاد
subjugation
ظلم
oppression
سرکوب
suppression
کنترل
بردگی
servitude
ارسال
submission
مطیع کردن
enslavement
اسارت
subjugating
غلبه کننده
repression
پستی
bondage
آزار و اذیت
overpowering
بهره برداری
lowliness
تسلط
persecution
سو استفاده کردن
exploitation
برده داری
mastery
پست تر
وابستگی
slavery
وضعیت پست
inferior
موقعیت ثانویه
dependence
موقعیت پست
inferior status
secondary position
inferior position
