assurances
assurances - تضمین ها
N/A - N/A
UK :
US :
یک قول
اعتماد به نفس
a type of insurance against events that will certainly happen such as death not those that may happen such as illness fire or having your property stolen
نوعی بیمه در برابر حوادثی که قطعاً رخ خواهند داد، مانند مرگ، نه حوادثی که ممکن است اتفاق بیفتد، مانند بیماری، آتش سوزی یا سرقت اموال
a promise to tell something to someone confidently or firmly, or a promise to cause someone to feel certain by removing doubt
قولی برای گفتن چیزی به کسی با اطمینان یا قاطعیت، یا قولی که با رفع شک و تردید، احساس اطمینان کند.
اطمینان همچنین احساس اعتماد به توانایی های شماست
a type of insurance especially life insurance that will pay an amount of money at the end of an agreed period or when someone dies, rather than only if something unexpected happens
نوعی بیمه، به ویژه بیمه عمر، که مبلغی پول را در پایان یک دوره توافق شده یا زمانی که فردی بمیرد، پرداخت می کند، نه تنها در صورت وقوع اتفاق غیرمنتظره ای.
قولی مبنی بر اینکه چیزی مطابق انتظار است یا رفتار می کند
او به من اطمینان داد (که) بلافاصله قرارداد را امضا خواهد کرد.
Despite the government's repeated assurances to the contrary, taxation has risen over the past decade.
علیرغم تضمین های مکرر دولت بر خلاف این موضوع، مالیات در دهه گذشته افزایش یافته است.
او با اطمینان آرام صحبت کرد.
او به من اطمینان داد که تا پایان هفته به ما پاسخ خواهد داد.
او با اطمینان و متانت به تمام سوالاتی که از او می شد پاسخ داد.
an assurance policy
یک سیاست تضمینی
مردم اغلب به برندها به عنوان تضمین کیفیت نگاه می کنند.
اگرچه صندوق برای رسیدن به هدف خود تلاش خواهد کرد، هیچ اطمینانی وجود ندارد که این کار را انجام دهد.
guarantees
تضمین می کند
promises
وعده می دهد
oaths
سوگند یاد می کند
pledges
تعهد می کند
vows
نذر می کند
commitments
تعهدات
words
کلمات
affirmations
تصدیقات
statements
بیانیه
assertions
ادعاها
avowals
اعلامیه ها
bonds
اوراق قرضه
declarations
حرفه ها
professions
آزادی مشروط
paroles
اعتراضات
protestations
troths
troths
اطمینان خاطر
undertakings
پشتیبانی می کند
reassurances
ضمانت نامه
supports
کلمات افتخار
warrants
میثاق ها
قراردادها
words of honour
توافق نامه ها
covenants
گارانتی ها
contracts
پیمان ها
agreements
فشرده
warranties
معاملات
pacts
guaranties
compacts
deals
falsehoods
دروغ ها
lies
دروغ
breaches
نقض ها
breaks
می شکند
confusions
سردرگمی ها
denials
انکارها
distrust
بی اعتمادی
fears
ترس ها
hesitancies
دودلی ها
misgivings
تردیدها
shynesses
خجالتی ها