assurances

base info - اطلاعات اولیه

assurances - تضمین ها

N/A - N/A

əˈʃʊr.əns

UK :

əˈʃɔː.rəns

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [assurances] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • She gave me her assurance (that) she would sign the contract immediately.


    او به من اطمینان داد (که) بلافاصله قرارداد را امضا خواهد کرد.

  • Despite the government's repeated assurances to the contrary, taxation has risen over the past decade.


    علیرغم تضمین های مکرر دولت بر خلاف این موضوع، مالیات در دهه گذشته افزایش یافته است.

  • He spoke with calm assurance.


    او با اطمینان آرام صحبت کرد.

  • He gave me his assurance that he would give us an answer by the end of the week.


    او به من اطمینان داد که تا پایان هفته به ما پاسخ خواهد داد.

  • She answered all the questions put to her with assurance and poise.


    او با اطمینان و متانت به تمام سوالاتی که از او می شد پاسخ داد.

  • an assurance policy


    یک سیاست تضمینی

  • People often look to brands as an assurance of quality.


    مردم اغلب به برندها به عنوان تضمین کیفیت نگاه می کنند.

  • Although the Fund will strive to achieve its goal there is no assurance that it will.


    اگرچه صندوق برای رسیدن به هدف خود تلاش خواهد کرد، هیچ اطمینانی وجود ندارد که این کار را انجام دهد.

synonyms - مترادف
  • guarantees


    تضمین می کند

  • promises


    وعده می دهد

  • oaths


    سوگند یاد می کند

  • pledges


    تعهد می کند

  • vows


    نذر می کند

  • commitments


    تعهدات

  • words


    کلمات

  • affirmations


    تصدیقات

  • statements


    بیانیه

  • assertions


    ادعاها

  • avowals


    اعلامیه ها

  • bonds


    اوراق قرضه

  • declarations


    حرفه ها

  • professions


    آزادی مشروط

  • paroles


    اعتراضات

  • protestations


    troths

  • troths


    اطمینان خاطر

  • undertakings


    پشتیبانی می کند

  • reassurances


    ضمانت نامه

  • supports


    کلمات افتخار

  • warrants


    میثاق ها

  • words of honor


    قراردادها

  • words of honour


    توافق نامه ها

  • covenants


    گارانتی ها

  • contracts


    پیمان ها

  • agreements


    فشرده

  • warranties


    معاملات

  • pacts


  • guaranties


  • compacts


  • deals


antonyms - متضاد
  • falsehoods


    دروغ ها

  • lies


    دروغ

  • breaches


    نقض ها

  • breaks


    می شکند

  • confusions


    سردرگمی ها

  • denials


    انکارها

  • distrust


    بی اعتمادی

  • fears


    ترس ها

  • hesitancies


    دودلی ها

  • misgivings


    تردیدها

  • shynesses


    خجالتی ها

لغت پیشنهادی

bleating

لغت پیشنهادی

rules

لغت پیشنهادی

all-out