barrister
barrister - وکیل دادگستری
noun - اسم
UK :
US :
یک وکیل در بریتانیا که می تواند در دادگاه های حقوقی عالی بحث کند
a lawyer in Britain who has joined the BAR and is qualified to represent a case in the higher courts
یک وکیل در بریتانیا که به BAR پیوسته و واجد شرایط وکالت پرونده در دادگاه های بالاتر است
a type of lawyer in the UK , Australia, and some other countries who can give specialized legal advice and can argue a case in both higher and lower courts
نوعی وکیل در بریتانیا، استرالیا و برخی از کشورهای دیگر که می تواند مشاوره حقوقی تخصصی ارائه دهد و می تواند در دادگاه های عالی و پایین تر بحث کند.
a type of lawyer in the UK, Australia, and some other countries who is qualified to give specialist legal advice and can argue a case in both higher and lower law courts
نوعی وکیل در بریتانیا، استرالیا و برخی از کشورهای دیگر که صلاحیت ارائه مشاوره حقوقی تخصصی را دارد و میتواند در دادگاههای حقوقی بالاتر و پایینتر بحث کند.
In 1976 there were 3,881 barristers and 31,250 practising solicitors, compared with 109,547 police officers.
در سال 1976 3881 وکیل دادگستری و 31250 وکیل شاغل در مقایسه با 109547 افسر پلیس وجود داشت.
یک وکیل مدافع باید اعتماد نیمکت را داشته باشد.
Shiranikha Herbert barrister Warren Tute:.
شیرانیخا هربرت وکیل دادگستری وارن توت:.
وکیل او در طول محاکمه ده روزه چنین گفت.
وکیل دادگستری برای خانم تاکر در دادگاه مجدد اقدامی نکرد.
با این حال، انتصابات قضائی و شبه قضایی بهتر به طور کلی به وکلای دادگستری اختصاص دارد.
برای وکلای دادگستری، نتیجه یک موهبت است زیرا آنها در شرایطی برابر با وکلای دادگستری شروع می کنند.
وکیل برای شرکت کشتی
دادستان منطقه
وکیل دادسرا
وکیل عمومی
مورتیمر هنوز یک وکیل مدافع است.
وکیل مدافع متهم به این تناقض پی برد.
وکیل باید به وکیل دادگستری دستور دهد که در دادگاه حاضر شود.
مدافع
وکیل
counsel
مشاوره
مشاور انگلستان
counsellorUK
مشاور ایالات متحده
counselorUS
QC
QC
وکیل دادگستری
solicitor
بار
مختصر
مشاور حقوقی
counselor-at-law
گروهبان
defender
وکیل مدافع
serjeant-at-law
مدعی حرفه ای
defending counsel
مشاور ملکه
professional pleader
نماینده حقوقی
prosecuting counsel
عقاب قانونی
Queen's Counsel
متخصص قانونی
attorney-at-law
مشاور قانونی
دفتر اسناد رسمی
legal eagle
اجرایی قانونی
legal practitioner
مدعی
بیگل قانونی
notary
شفیع
counsellor-at-law
گماشته
سرپرست
pleader
عامل
legal beagle
intercessor
procurator
proctor
