biopsy

base info - اطلاعات اولیه

biopsy - بیوپسی

noun - اسم

/ˈbaɪɑːpsi/

UK :

/ˈbaɪɒpsi/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [biopsy] در گوگل
description - توضیح
  • the removal of cells, tissue etc from someone’s body in order to find out more about a disease they may have


    حذف سلول‌ها، بافت‌ها و غیره از بدن فرد به منظور یافتن اطلاعات بیشتر در مورد بیماری که ممکن است داشته باشد


  • فرآیند برداشتن و معاینه مقدار کمی از بافت از یک فرد بیمار، به منظور کشف بیشتر در مورد بیماری خود


  • حذف تعداد کمی از سلول ها از بدن زنده به منظور بررسی آنها برای اطلاع از نشان دادن علائم بیماری

  • In 10 patients receiving combined chemotherapy and radiotherapy, the endoscopic lesions resolved and biopsy specimens were negative.


    در 10 بیمار دریافت کننده شیمی درمانی و پرتودرمانی ترکیبی، ضایعات آندوسکوپی برطرف شد و نمونه های بیوپسی منفی بود.

  • Temporal artery biopsy is considered the definitive test in establishing the diagnosis.


    بیوپسی شریان تمپورال به عنوان آزمایش قطعی در تعیین تشخیص در نظر گرفته می شود.

  • Liver function tests and liver biopsy may also help in establishing the diagnosis.


    آزمایش‌های عملکرد کبد و بیوپسی کبد نیز ممکن است به تشخیص کمک کند.

  • The other biopsy specimen was maintained in organ culture with or without the addition of vitamin D metabolites.


    نمونه بیوپسی دیگر در کشت اندام با یا بدون افزودن متابولیت های ویتامین D نگهداری شد.

  • This may partly explain the lack of change in the appearance of the duodenal mucosa on serial biopsy in this condition.


    این ممکن است تا حدی عدم تغییر در ظاهر مخاط دوازدهه در بیوپسی سریال در این شرایط را توضیح دهد.

  • The endoscopes were sterilised after each examination according to local standards; the biopsy forceps were sterilised by autoclaving.


    آندوسکوپ ها پس از هر معاینه مطابق با استانداردهای محلی استریل شدند. فورسپس بیوپسی با اتوکلاو استریل شد.

  • The biopsies were fixed in formalin and stained with haematoxylin and eosin.


    بیوپسی ها در فرمالین تثبیت و با هماتوکسیلین و ائوزین رنگ آمیزی شدند.

  • The biopsies were immediately frozen at -70°C.


    بیوپسی ها بلافاصله در دمای -70 درجه سانتیگراد منجمد شدند.

example - مثال
  • a tissue biopsy


    بیوپسی بافت

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد
  • idleness


    بیکاری، تنبلی

  • inaction


    بی عملی

  • inutility


    بی فایده بودن

  • uselessness


لغت پیشنهادی

browser

لغت پیشنهادی

alighting

لغت پیشنهادی

laundering