biopsy
biopsy - بیوپسی
noun - اسم
UK :
US :
the removal of cells, tissue etc from someone’s body in order to find out more about a disease they may have
حذف سلولها، بافتها و غیره از بدن فرد به منظور یافتن اطلاعات بیشتر در مورد بیماری که ممکن است داشته باشد
the process of removing and examining a small amount of tissue from a sick person in order to discover more about their illness
فرآیند برداشتن و معاینه مقدار کمی از بافت از یک فرد بیمار، به منظور کشف بیشتر در مورد بیماری خود
the removal of a small number of cells from a living body in order to examine them to learn if they show signs of a disease
حذف تعداد کمی از سلول ها از بدن زنده به منظور بررسی آنها برای اطلاع از نشان دادن علائم بیماری
In 10 patients receiving combined chemotherapy and radiotherapy, the endoscopic lesions resolved and biopsy specimens were negative.
در 10 بیمار دریافت کننده شیمی درمانی و پرتودرمانی ترکیبی، ضایعات آندوسکوپی برطرف شد و نمونه های بیوپسی منفی بود.
بیوپسی شریان تمپورال به عنوان آزمایش قطعی در تعیین تشخیص در نظر گرفته می شود.
آزمایشهای عملکرد کبد و بیوپسی کبد نیز ممکن است به تشخیص کمک کند.
The other biopsy specimen was maintained in organ culture with or without the addition of vitamin D metabolites.
نمونه بیوپسی دیگر در کشت اندام با یا بدون افزودن متابولیت های ویتامین D نگهداری شد.
This may partly explain the lack of change in the appearance of the duodenal mucosa on serial biopsy in this condition.
این ممکن است تا حدی عدم تغییر در ظاهر مخاط دوازدهه در بیوپسی سریال در این شرایط را توضیح دهد.
The endoscopes were sterilised after each examination according to local standards; the biopsy forceps were sterilised by autoclaving.
آندوسکوپ ها پس از هر معاینه مطابق با استانداردهای محلی استریل شدند. فورسپس بیوپسی با اتوکلاو استریل شد.
بیوپسی ها در فرمالین تثبیت و با هماتوکسیلین و ائوزین رنگ آمیزی شدند.
The biopsies were immediately frozen at -70°C.
بیوپسی ها بلافاصله در دمای -70 درجه سانتیگراد منجمد شدند.
عمل جراحی
فرهنگ
عمل
cell removal
حذف سلول
tissue removal
برداشتن بافت
excision
برداشتن
بخش
resection
هسته زایی
enucleation
روش پزشکی
برش
incision
طب سوزنی
aciurgy
بریده شدن
abscission
درمان جراحی
surgical treatment
روش جراحی
surgical procedure
جراحی بزرگ
جراحی جزئی
مداخله جراحی
surgical intervention
روش
surgical operation
op
رفتار
op
idleness
بیکاری، تنبلی
inaction
بی عملی
inutility
بی فایده بودن
uselessness
