braves
braves - شجاعان
N/A - N/A
UK :
US :
عدم ترس از چیزهای خطرناک یا دشوار
برای مقابله با یک موقعیت ناخوشایند یا دشوار
یک جنگجوی بومی آمریکایی جوان (= مرد مبارز). این کلمه معمولاً توهین آمیز در نظر گرفته می شود.
برای مقابله با چیزهای خطرناک یا دشوار بدون ترس
یک سرباز شجاع
این تصمیم شجاعانه ای بود که شغلش را رها کرد و کسب و کار خود را راه اندازی کرد.
او برای یادگیری اسکی در 50 سالگی بسیار شجاع بود.
از سه سازمان مورد انتقاد، تنها یک سازمان آنقدر شجاع بود که با مطبوعات روبرو شود.
ریچاردز تلاش شجاعانه ای برای پاسخ به منتقدان خود انجام داده است.
This action will cause problems, despite the bank's brave talk/words about carrying on as if nothing had happened.
این اقدام علیرغم صحبت های شجاعانه بانک در مورد ادامه دادن به گونه ای که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده مشکلاتی را ایجاد خواهد کرد.
برف را شجاع کنیم و راه برویم (= با اینکه برف می بارد به پیاده روی برویم).
او با امتناع از ازدواج با مردی که آنها انتخاب کرده بودند، در برابر خشم والدینش ایستادگی کرد.
او دوست داشت داستان های زنان پیشگام شجاع را که با واگن های سرپوشیده از کشور عبور کرده بودند بخواند.
او با شجاعت گفت: درد آنقدرها هم بد نیست.
به آنها مدال شجاعت اهدا شد.
او با انصراف از دانشکده حقوق و تبدیل شدن به یک هنرمند، در برابر خشم/خشم پدرش شجاعت نشان داد.
endures
تحمل می کند
bears
خرس ها
withstands
مقاومت می کند
weathers
آب و هوا
confronts
مقابله می کند
defies
سرپیچی می کند
faces
چهره ها
رنج می برد
suffers
خطرات
risks
طول می کشد
takes
چالش ها
tolerates
صلیب ها
challenges
جرات
copes with
جرات می کند
crosses
با
دعوا می کند
dares
دسته ها
deals with
می نشیند
fights
می چسبد
handles
حفظ می کند
resists
تکل می کند
sits through
بر عهده می گیرد
sticks out
متحمل می شود
sustains
بار سنگین را تحمل می کند
tackles
خود را برای
takes on
رو به بالا
undergoes
می رود از طریق
braces oneself for
goes through
dodges
طفره می رود
avoids
اجتناب می کند
evades
فرار می کند
escapes
شرک می کند
eschews
می گذرد
shirks
دامن
skips
بیابان ها
skirts
خندق ها
deserts
اردک ها
ditches
برگها
ducks
دور زدن
eludes
می لغزد
leaves
وثیقه از
shuns
مخالفت می کند
sidesteps
بلانچ ها
slips
پیچ و مهره از
می شکند از
balks at
دور می شود
blanches
خارج می شود
bolts from
چیزی را از دست می دهد
پنهان می شود
پس می زند از
فرار می کند از
اجرا می شود از
hides from
منقبض می شود از
recoils from
می لغزد از
طرد می کند
runs from
shrinks from
spurns
