pathfinder
pathfinder - مسیر یاب
noun - اسم
UK :
US :
کسی که جلوتر از گروهی می رود و بهترین راه را از طریق سرزمین ناشناخته می یابد
فردی که راه های جدیدی برای انجام کارها کشف می کند
a US government space programme in which NASA sent a spacecraft without people inside to Mars in 1997 in order to find out more information about the planet
یک برنامه فضایی دولت ایالات متحده که در آن ناسا در سال 1997 یک فضاپیمای بدون افراد در داخل به مریخ فرستاد تا اطلاعات بیشتری در مورد این سیاره بیابد.
شخص یا شرکتی که روش جدیدی برای انجام کاری کشف می کند
شخص یا شرکتی که راه جدیدی برای انجام کاری پیدا می کند
او نیز مانند سایر راهیان نور از بردگی بیرون آمد.
It is precisely among these rootless pathfinders that pentecostalism is exhibiting its fastest growth.
دقیقاً در میان این راه یاب های بی ریشه است که پنطیکوستالیسم سریع ترین رشد خود را نشان می دهد.
شایان ذکر است که بیشتر از آن چیزی که بسیاری از مردم تصور می کنند توسط رهیاب ها کار انجام شده است.
اگر خود را کندتر از مسیر یاب می دانید، دیر شروع کنید.
پولاک رهیاب، مهاجر اصلی بود.
ما راه یاب بودیم، یعنی اسم ما همین است.
The pathfinder prospectus, published on March 19, indicated only that the issue would be pitched between 530p and 645p.
دفترچه راهنما که در 19 مارس منتشر شد، فقط نشان داد که این موضوع بین 530p تا 645p ارائه خواهد شد.
pioneer
پیشگام
trailblazer
مبتکر
groundbreaker
توسعه دهنده
innovator
آزمونگر
developer
کاشف
experimenter
روند ساز
discoverer
رهبر
trendsetter
موسس
دیده بانی
ایجاد کننده
scout
کاوشگر
creator
محرک
explorer
معمار
originator
ضربان ساز
instigator
نئوتریک
آغازگر
pacemaker
راهنما
neoteric
مشعل دار
initiator
آوانگاردیست
پیشگام، پیشتاز
torch-bearer
نور راهنمایی
avant-gardist
نور هدایت
front runner
بنیانگذار
پیشرو
guiding light
سرعت سنج
founding father
ماجراجو
forerunner
مریخ نورد
pacesetter
adventurer
rover
prospector
