byte

base info - اطلاعات اولیه

byte - بایت

noun - اسم

/baɪt/

UK :

/baɪt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [byte] در گوگل
description - توضیح
  • a unit for measuring computer information equal to eight bits (=the smallest unit on which information is stored on a computer)


    واحد اندازه گیری اطلاعات کامپیوتر، برابر با هشت بیت (=کوچکترین واحدی که اطلاعات روی کامپیوتر ذخیره می شود)

  • a unit of computer information that can hold one number or letter. A byte is made up of eight BITs (=the smallest units of storage on a computer). The amount of processing space on a computer is measured in MEGABYTEs (=a million bytes), so for example a PC with 32 megabytes of space has space for 32 million bytes of information


    واحدی از اطلاعات کامپیوتری که می تواند یک عدد یا حرف را در خود جای دهد. یک بایت از هشت بیت (= کوچکترین واحدهای ذخیره سازی در یک کامپیوتر) تشکیل شده است. مقدار فضای پردازش در یک کامپیوتر بر حسب مگابایت (= یک میلیون بایت) اندازه گیری می شود، به عنوان مثال یک کامپیوتر با 32 مگابایت فضا، فضایی برای 32 میلیون بایت اطلاعات دارد.

  • a unit of computer information consisting of a group of (usually eight) bits


    یک واحد اطلاعات کامپیوتری، متشکل از یک گروه (معمولاً هشت) بیت

  • a unit of computer information consisting of a group of usually eight bits (= single units of information)


    واحدی از اطلاعات کامپیوتری، متشکل از یک گروه معمولاً هشت بیتی (= واحد اطلاعات واحد)


  • یک واحد اطلاعات کامپیوتری متشکل از تعدادی بیت (= واحد اطلاعاتی که 0 یا 1 است)، معمولاً هشت بیت

  • Simple arithmetic quickly tells us that this is equivalent to an average data transfer of 150,000 bytes per second.


    محاسبات ساده به سرعت به ما می گوید که این معادل با میانگین انتقال داده 150000 بایت در ثانیه است.

  • A typical microcomputer will have 48K or 64K of memory i.e. 48 or 64 Kilobytes or 48,000 bytes.


    یک میکروکامپیوتر معمولی 48 یا 64 کیلوبایت حافظه دارد، یعنی 48 یا 64 کیلوبایت یا 48000 بایت.

  • It is not necessary to copy all 2048 bytes.


    کپی کردن همه 2048 بایت ضروری نیست.

  • You should enter an approximate time for this media unit to transfer a 512 byte block of data.


    شما باید زمان تقریبی را برای این واحد رسانه ای وارد کنید تا یک بلوک 512 بایتی از داده را منتقل کند.


  • بایت اول روی کمترین بایت تعداد و بایت دوم روی بایت مهم ترین بایت تنظیم می شود.

  • The index relates key values to the relative byte address locations of the data record.


    ایندکس مقادیر کلیدی را به مکان های آدرس بایت نسبی رکورد داده مرتبط می کند.

  • It is sent as a pair of characters, least significant byte first.


    ابتدا به عنوان یک جفت کاراکتر ارسال می شود که بایت کم اهمیت است.

example - مثال
  • All of this information can be reduced to bytes in a database that's quickly searchable.


    همه این اطلاعات را می توان در پایگاه داده ای که به سرعت قابل جستجو است به بایت کاهش داد.

synonyms - مترادف

  • داده ها


  • واحد

  • B


    ب

  • eight bits


    هشت بیت

  • octet


    هشت گانه

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

worsen

لغت پیشنهادی

replying

لغت پیشنهادی

harold