crushed
crushed - خرد شده
N/A - N/A
UK :
US :
ماضی ساده و ماضی از خرد کردن
فشار دادن به چیزی بسیار سخت به طوری که شکسته شود یا شکل آن از بین برود
کاغذ یا پارچه را فشار دهید تا پر از چین شود و دیگر صاف نباشد
اگر مردم علیه افراد یا چیزهای دیگر له شوند، بر آنها فشار می آورند
ناراحت کردن یا شوکه کردن شدید کسی
شکست دادن کامل کسی
برای عملکرد بسیار خوب در یک موقعیت خاص، رقابت و غیره.
بسته به شدت در پست خرد شده بود.
سه حبه سیر له شده را اضافه کنید.
دستش در تصادف رانندگی به شدت له شد.
لباسم در چمدانم له شد.
فاجعه زمانی رخ داد که چند نفر در میان جمعیت له شدند.
او با شنیدن خبر تصادف له شد.
رئیس جمهور از ارتش خواست تا در سرکوب شورش کمک کند.
فرانسه در بازی شنبه گذشته در پاریس با نتیجه 36 بر 3 ولز را شکست داد.
این شرکت نه تنها قلمرو تجاری را درهم می شکند، بلکه فرهنگ شرکتی را نیز نوآوری می کند.
نروژ در حال شکست بازی های المپیک زمستانی است.
آنها در نیمه نهایی خوب عمل کردند اما در فینال آن را شکست دادند (= بسیار خوب انجام دادند).
pulverisedUK
پودر UK
pulverizedUS
ایالات متحده پودر شده
زمین
milled
آسیاب شده
pounded
کوبیده شد
powdered
پودر شده
شکسته شد
dusty
گرد و خاکی
powdery
پودری
granulated
دانه بندی شده
granular
دانه ای
chalky
گچی
floury
آرد
crumbly
شکننده
خوب
gritty
ریگ دار
pulverulent
آزاد شده است
levigated
آرد آلود
friable
خشک
mealy
تراشیده شده
خرد شده
triturated
شنی
comminuted
در حال فرو ریختن
sandy
ریزدانه
crumbling
سنگریزه
fine-grained
شل
gravelly
دانه دار
زمین سنگ
grainy
نرم
stoneground