guessing

base info - اطلاعات اولیه

guessing - حدس زدن

N/A - N/A

ɡes

UK :

ɡes

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [guessing] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • I didn't know the answer so I had to guess.


    من جواب را نمی دانستم، بنابراین باید حدس می زدم.

  • On the last question she guessed right/wrong.


    در مورد آخرین سوال، او درست یا غلط را حدس زد.

  • Guess when this was built.


    حدس بزنید این چه زمانی ساخته شده است.

  • I guessed (that) she was your sister.


    حدس زدم (که) خواهرت بود.

  • She asked me to guess her age.


    از من خواست سنش را حدس بزنم.

  • I guessed the total amount to be about £50,000.


    حدس زدم کل مبلغ حدود 50000 پوند باشد.

  • I bet you can't guess how old he is.


    شرط می بندم نمی توانید حدس بزنید چند سال دارد.

  • She guessed the answer on her first try.


    او در اولین تلاش خود پاسخ را حدس زد.

  • You have a new job don't you? Yes how did you guess?


    شغل جدید داری، نه؟ بله، چطور حدس زدی؟

  • Guess what? We won the game 4–0.


    حدس بزن چی شده؟ ما بازی را 4-0 بردیم.

  • I guess (that) things are pretty hard for you now.


    من حدس می زنم (که) همه چیز برای شما بسیار سخت است.

synonyms - مترادف
  • presumption


    فرض

  • surmise


    حدس و گمان

  • speculation


    استنتاج

  • supposition


    کسر


  • تفننی

  • inference


    قوز کردن

  • guesswork


    نظر

  • deduction


    نظریه پردازی انگلستان

  • fancy


    نظریه پردازی ایالات متحده

  • hunch


    حساب کردن


  • با فرض اینکه

  • theorisingUK


    خیال پردازی

  • theorizingUS


    قرار دادن

  • reckoning


    فرض کردن

  • assuming


    استعداد


  • حدس

  • positing


    نتیجه

  • postulating


    حدس بزن

  • predisposition


    حدس زدن

  • presuming


    تئوری

  • conjecture


    فرضیه


  • ایده


  • سوء ظن

  • guesstimate


    باور


  • پیش فرض



  • suspicion


  • postulation



  • presupposition


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

auspices

لغت پیشنهادی

reason

لغت پیشنهادی

rearranged