oppression

base info - اطلاعات اولیه

oppression - ظلم

noun - اسم

/əˈpreʃn/

UK :

/əˈpreʃn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [oppression] در گوگل
description - توضیح
  • when someone treats a group of people unfairly or cruelly and prevents them from having the same rights as other people have


    وقتی شخصی با گروهی از مردم به ناعادلانه یا ظالمانه رفتار می کند و آنها را از داشتن حقوقی مشابه با سایر افراد باز می دارد.

  • a situation in which people are governed in an unfair and cruel way and prevented from having opportunities and freedom


    وضعیتی که در آن مردم به شیوه ای ناعادلانه و بی رحمانه اداره می شوند و از داشتن فرصت ها و آزادی جلوگیری می شود

  • a feeling of being very uncomfortable and worried


    احساس بسیار ناراحت کننده و نگران بودن

  • The same sense of gloom and oppression.


    همان حس تیرگی و ظلم.

  • And isn't that just the case with everything you gone and done over the centuries of black oppression?


    و آیا همه چیزهایی که در طول قرن ها ستم سیاهان رفتید و انجام دادید، صادق نیست؟

  • Am I a man who fears oppression or death?


    آیا من مردی هستم که از ظلم می ترسم یا از مرگ؟

  • It is written in every cell of my body and most of all in thirty years of oppression.


    در تک تک سلولهای بدنم نوشته شده و از همه بیشتر در سی سال ظلم و ستم.

  • What matters are the structures of power the institutions and the social practices that produce racial oppression and discriminatory outcomes.


    آنچه مهم است ساختارهای قدرت، نهادها و رویه های اجتماعی است که سرکوب نژادی و پیامدهای تبعیض آمیز ایجاد می کند.

  • Marxist writers vary quite substantially in their interpretations of the reason for women's oppression.


    نویسندگان مارکسیست در تفسیرهای خود از دلیل ستم بر زنان تفاوت های اساسی دارند.

  • the oppression of women


    ظلم به زنان

  • Did he do it with oppression?


    آیا با ظلم این کار را کرد؟

example - مثال
synonyms - مترادف
  • suppression


    سرکوب

  • brutality


    وحشیگری

  • cruelty


    ظلم

  • persecution


    آزار و اذیت

  • repression


    انقیاد

  • subjugation


    ستم

  • tyranny


    اقتدارگرایی

  • authoritarianism


    استبداد

  • despotism


    بدرفتاری

  • maltreatment


    بی رحمی

  • ruthlessness


    تابعیت

  • subjection


    رنج کشیدن

  • suffering


    سو استفاده کردن


  • سوء استفاده

  • abusiveness


    سختی

  • harshness


    بی عدالتی

  • injustice


    عذاب

  • torment


    کنترل


  • سلطه

  • domination


    بردگی

  • enslavement


    بهره برداری

  • exploitation


    جراحت

  • harassment


    بدبختی

  • hardship


    درد


  • شدت

  • misery


    غم و اندوه


  • خودکامگی

  • severity


    فاجعه

  • anguish


  • autocracy


  • calamity


antonyms - متضاد
  • bliss


    سعادت

  • blissfulness


    شادی

  • happiness


    رحمت

  • joy


    رحم و شفقت - دلسوزی

  • joyfulness


    بهشت

  • joyousness


    سرخوشی

  • mercy


    تحقیر

  • compassion


    آزادی

  • paradise


    برکت

  • elatedness


    خلسه

  • elation


    انسان دوستی


  • زیبایی


  • نشاط

  • blessing


    لذت بردن

  • ecstasy


    شور و نشاط

  • humaneness


    شیفتگی

  • niceness


    رضایت

  • jubilation


    مسمومیت

  • felicity


    تشویق کردن

  • exhilaration


    امیدواری

  • rapture


  • exultation


  • exuberance


  • rapturousness


  • gladsomeness


  • euphoria


  • intoxication


  • gladness


  • cheer


  • cheerfulness


  • hopefulness


لغت پیشنهادی

bed-sitting room

لغت پیشنهادی

adduct

لغت پیشنهادی

exerting