ones
ones - آنهایی که
N/A - N/A
UK :
US :
عدد 1
عضوی از گروهی از افراد یا چیزها
برای اشاره به زمانی در آینده که هنوز تصمیم گیری نشده است استفاده می شود
برای اشاره به یک موقعیت خاص در حالی که از بیان لحظه دقیق اجتناب می شود استفاده می شود
یک چیز واحد؛ نه دو یا بیشتر
در یک شخص یا شیء واحد ترکیب شده است
وقتی می گویند شخص یا چیز دیگری وجود ندارد استفاده می شود
قبل از نام کسی که شناخته نشده است استفاده می شود
برای تاکید بر یک صفت استفاده می شود
used to refer to a particular thing or person within a group or range of things or people that are possible or available
برای اشاره به یک چیز یا شخص خاص در یک گروه یا طیفی از چیزها یا افرادی که ممکن یا در دسترس هستند استفاده می شود
هرگز کاری را انجام ندادن
خیلی دوست داشتن چیزی
برای صحبت در مورد یک شخص یا چیز در مقایسه با سایر افراد یا چیزهای مشابه یا مرتبط استفاده می شود
هر شخص، اما نه یک شخص خاص
شخصی که صحبت می کند یا می نویسد
1
1
یکی هم می تواند به معنای ساعت یک باشد.
نه دو یا بیشتر
برای اشاره به یک چیز یا شخص خاص در یک گروه یا طیفی از چیزها یا افراد استفاده می شود
یکی از گروهی از افراد یا چیزها بودن به معنای عضوی از آن گروه است
او دو برش داشت و من فقط یکی داشتم.
فردا یک ساله میشه
یکی از دخترانشان به تازگی بچه دار شده است.
EMI یکی از بزرگترین شرکت های ضبط در جهان است.
یافتن درمانی برای سرطان یکی از بزرگترین چالش های پیش روی محققان پزشکی است.
سازمان ما تنها یکی از موسسات خیریه است که در حال امدادرسانی به قحطی در منطقه است.
چرا هفته بعد یک روز برای ناهار همدیگر را نمی بینیم؟
من می خواهم یک کریسمس به اسکی بروم.
یک شب تا سحر بیدار ماندیم و صحبت کردیم.
او یک روز بعد از ظهر در حالی که از محل کار به خانه می رفت مورد حمله قرار گرفت.
یک لحظه می گوید دوستم دارد، لحظه دیگر درخواست طلاق می کند.
به نظر می رسد که او هرگز نمی داند که از یک دقیقه به دقیقه دیگر چه می کند.
آنها را یکی یکی بخورید (= جداگانه).
فکر می کنم باید اتاق خواب را یک رنگ (= تک رنگ) کنیم.
آیا فکر میکنید پنج نفر از ما موفق میشویم به یک ماشین فشار بیاوریم؟
با این مدل شما یک رادیو، پخش کننده سی دی و داک MP3 را به صورت یکجا دریافت می کنید.
او تنها فردی است که در مواقع اضطراری می توانید به او اعتماد کنید.
این ممکن است تنها و تنها (= تنها) فرصت شما برای ملاقات با او باشد.
My final guest on tonight's show needs no introduction. Please welcome the one and only Michael Jordan!
آخرین مهمان من در برنامه امشب نیازی به معرفی ندارد. لطفا به مایکل جردن یکتا خوش آمدید!
وکیل او جان وینترزگیل است.
مادر او یک زن (= بسیار) بخشنده است.
این یکی (= یک بستنی بسیار) بزرگ است که در آنجا دارید.
این یک شوک جهنمی (= بسیار بزرگ) بود که فهمیدم کارم را از دست داده ام.
من چند کتاب در مورد غذاهای چینی دارم. در صورت تمایل می توانید یکی را قرض کنید.
کدام را می پسندی؟
لطفاً یک کپی برای همه در دفتر و چند نسخه اضافی برای بازدیدکنندگان تهیه کنید.
کدوم کیک رو دوست داری؟ آنی که در جلو است.
کروسان های فرانسوی بسیار بهتر از آنهایی هستند که ما اینجا می گیریم.
افراد زیادی تماشا می کردند، و هیچ یک از آنها پیشنهاد کمک نکردند.
من هیچ پاسخی به درخواست های شغلی خود دریافت نکرده ام - حتی یک پاسخ (= هیچ).
کریس همان (= شخصی) با موهای قهوه ای مجعد است.