pentagon

base info - اطلاعات اولیه

pentagon - پنج ضلعی

noun - اسم

/ˈpentəɡɑːn/

UK :

/ˈpentəɡən/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [pentagon] در گوگل
description - توضیح
  • a flat shape with five sides and five angles


    یک شکل صاف با پنج ضلع و پنج زاویه

  • the building in Washington DC from which the army navy etc of the US are controlled, or the military officers who work in this building. It is called the Pentagon because it has a five-sided shape. On 11 September 2001 it was attacked by terrorists who flew a plane filled with passengers into it. 189 people were killed, including the 64 people who were on the plane.


    ساختمان در واشنگتن دی سی که ارتش، نیروی دریایی و غیره ایالات متحده از آنجا کنترل می شود، یا افسران نظامی که در این ساختمان کار می کنند. به این دلیل پنتاگون نامیده می شود که شکلی پنج ضلعی دارد. در 11 سپتامبر 2001 توسط تروریست ها مورد حمله قرار گرفت که با هواپیمای پر از مسافر به داخل آن پرواز کردند. 189 نفر از جمله 64 نفری که در هواپیما بودند کشته شدند.

  • a shape with five sides and five angles


    شکلی با پنج ضلع و پنج زاویه


  • ساختمانی در واشنگتن که در آن وزارت دفاع آمریکا مستقر است یا خود وزارت دفاع آمریکا

  • a flat five-sided shape with five angles


    یک شکل مسطح، پنج وجهی با پنج زاویه


  • ساختمانی که وزارت دفاع آمریکا در آن مستقر است یا خود وزارت دفاع آمریکا

  • It is easy to see that there are 12 pentagons on the ball.


    به راحتی می توان فهمید که 12 پنج ضلعی روی توپ وجود دارد.

  • They are completely regular solids: each has all of its faces repeating a regular polygon, triangle, square or pentagon.


    آنها جامدات کاملاً منتظم هستند: هر یک از وجوه آن چند ضلعی، مثلث، مربع یا پنج ضلعی منظم را تکرار می کنند.

  • Two methods for construction of the regular pentagon.


    دو روش برای ساخت پنج ضلعی منظم.

  • The regular pentagon, in association with the hexagon, has been credited with magical powers throughout recorded history.


    پنج ضلعی منظم، در ارتباط با شش ضلعی، دارای قدرت های جادویی در طول تاریخ ثبت شده است.

  • A group of six pentagons folds naturally to form a serrated hemisphere.


    گروهی متشکل از شش پنج ضلعی به طور طبیعی تا می شوند و نیمکره دندانه دار را تشکیل می دهند.

  • Folding of square pentagon, ellipse, spider and tetrahedron.


    چین خوردگی مربع، پنج ضلعی، بیضی، عنکبوت و چهار وجهی.

  • All the magic of the pentagon is transferred to this solid.


    تمام جادوی پنج ضلعی به این جامد منتقل می شود.

  • For example the square has four-fold symmetry, the pentagon has five-fold, the hexagon has six-fold symmetry.


    به عنوان مثال، مربع دارای تقارن چهار برابر، پنج ضلعی دارای تقارن پنج برابر، شش ضلعی دارای تقارن شش برابر است.

example - مثال
  • a spokesman for the Pentagon


    سخنگوی پنتاگون

  • The Pentagon is aiming to cut US forces by over 25 percent in the next five years.


    پنتاگون قصد دارد در پنج سال آینده بیش از 25 درصد نیروهای آمریکایی را کاهش دهد.

synonyms - مترادف
  • polygon


    چند ضلعی


  • شکل


  • فرم

  • decagon


    ده ضلعی

  • hexagon


    شش ضلعی

  • octagon


    هشت وجهی

  • parallelogram


    متوازی الاضلاع

  • quadrangle


    چهار گوش

  • quadrilateral


    چهار ضلعی

  • triangle


    مثلث

antonyms - متضاد

  • گرد


  • دایره


  • حلقه


  • باند

  • hoop


    توپ


  • کره

  • sphere


    discUK

  • circlet


    کره زمین

  • discUK


    گوی

  • globe


    سیرک

  • orb


    چرخه

  • cirque


    چشم


  • چرخ

  • eye


    زودیاک

  • loop


    حلقوی

  • roundel


    قوس


  • مهره

  • zodiac


    تعظیم

  • annulus


    جریان

  • ringlet


    دور چرخشی

  • arc


    انحنا

  • arch


    منحنی

  • bead


    diskUS

  • bow


    چرخش

  • circulation


  • circumvolution


  • curvation


  • curvature


  • curve


  • diskUS


  • gyration


لغت پیشنهادی

anomaly

لغت پیشنهادی

bracing

لغت پیشنهادی

orientation