rollback

base info - اطلاعات اولیه

rollback - عقبگرد

noun - اسم

/ˈrəʊlbæk/

UK :

/ˈrəʊlbæk/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [rollback] در گوگل
description - توضیح
  • an occasion when a tax price law etc is reduced to a previous level or changed so that it is the way it used to be


    موقعیتی که یک مالیات، قیمت، قانون و غیره به سطح قبلی کاهش می یابد یا تغییر می کند تا به همان شکلی باشد که قبلا بود.

  • when prices, taxes etc are changed back to a previous level


    هنگامی که قیمت ها، مالیات ها و غیره به سطح قبلی تغییر می کنند

  • the act of reducing or reversing (= changing to what it was before) the effect of a particular arrangement


    عمل کاهش یا معکوس کردن (= تغییر به آنچه قبلا بود) اثر یک ترتیب خاص


  • برای توصیف چیزی یا بخشی از چیزی استفاده می شود که با چرخش دوباره و دوباره به عقب برمی گردد

  • used to describe something that reduces or reverses (= changes to what it was before) the effect of a particular arrangement


    برای توصیف چیزی استفاده می شود که اثر یک ترتیب خاص را کاهش می دهد یا معکوس می کند (= تغییر به آنچه قبلا بوده است).

  • That resolution demands a rollback in utility rates and a scaling back of the market-oriented economic policies imposed by Bucaram.


    این قطعنامه مستلزم کاهش نرخ بهره و کاهش سیاست های اقتصادی بازار محور تحمیل شده توسط Bucaram است.

  • The vote set the stage for a government-wide review and partial rollback of affirmative action programs.


    این رای زمینه را برای بازنگری گسترده دولت و عقب نشینی نسبی از برنامه های اقدام مثبت فراهم کرد.

  • The gas tax rollback, initiated because gasoline prices spiked this spring has since fallen by the wayside.


    بازگرداندن مالیات بر گاز، که به دلیل افزایش قیمت بنزین در بهار امسال آغاز شد، از آن زمان تاکنون کاهش یافته است.

example - مثال
  • They do not want to see any rollback of this agreement.


    آنها نمی خواهند شاهد عقبگرد این توافق باشند.

  • They appear to be agitating for a roll-back of democracy.


    به نظر می رسد که آنها برای عقب نشینی دموکراسی تحریک می شوند.

  • There has never been a rollback to a previous version.


    هرگز بازگشتی به نسخه قبلی وجود نداشته است.

  • There's a rollback cover on the console.


    یک کاور برگشتی روی کنسول وجود دارد.

  • The car had front-wheel drive a surprisingly roomy interior, and a roll-back canvas roof.


    این خودرو دارای دیفرانسیل جلو، فضای داخلی به‌طور شگفت‌انگیزی جادار و سقف بوم رول‌بک بود.

  • It'd be nice if this feature included a rollback option of some kind.


    اگر این ویژگی شامل یک نوع گزینه بازگشتی باشد، خوب است.

  • The demand pushed union leaders into an even more aggressive negotiating posture, believing they were faced with a rollback measure that was intended to crush the union.


    این تقاضا رهبران اتحادیه‌ها را به سمت موضع مذاکره تهاجمی‌تر سوق داد و معتقد بودند که با اقدامی عقب‌نشینی مواجه شده‌اند که هدف آن از بین بردن اتحادیه است.

synonyms - مترادف
  • reversion


    بازگشت

  • reversal


    واژگونی

  • backtracking


    عقب نشینی

  • backpedallingUK


    عقب نشینی انگلستان

  • backpedalingUS


    عقب نشینی ایالات متحده

  • turnaround


    بچرخ

  • backtrack


    دوبلبک

  • doubleback


    چرخش

  • turnround


    لغو انگلستان

  • cancellationUK


    لغو ایالات متحده

  • cancelationUS


antonyms - متضاد
  • containment


    مهار

  • détente


    تنش زدایی

لغت پیشنهادی

amateurishness

لغت پیشنهادی

din

لغت پیشنهادی

simply