shale

base info - اطلاعات اولیه

shale - شیل

noun - اسم

/ʃeɪl/

UK :

/ʃeɪl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [shale] در گوگل
description - توضیح

  • یک سنگ نرم صاف که به راحتی به قطعات صاف نازک می شکند

  • a type of soft grey rock usually formed from clay that has become hard that breaks easily into thin layers


    نوعی سنگ نرم و خاکستری که معمولاً از خاک رس سخت شده تشکیل می شود که به راحتی به لایه های نازک می شکند.

  • a type of rock consisting of solid material that has been pressed into thin layers


    نوعی سنگ متشکل از مواد جامد که به صورت لایه های نازک فشرده شده است

  • The track ran parallel to the South Coast Expressway, through land that was flat a wasteground of weeds and shale.


    این مسیر به موازات بزرگراه ساحل جنوبی، از طریق زمینی مسطح و زباله‌ای از علف‌های هرز و شیل عبور می‌کرد.

  • Its sides were neither high nor sheer, just slopes of black shale rising no more than fifty feet.


    اضلاع آن نه بلند بود و نه صاف، فقط شیب‌هایی از شیل سیاه که بیش از پنجاه فوت بالا نمی‌رفت.

  • This indicates the sandstones can be over 30 m thick and are separated by well-defined shale beds.


    این نشان می‌دهد که ماسه‌سنگ‌ها می‌توانند بیش از 30 متر ضخامت داشته باشند و با بسترهای شیل کاملاً مشخص از هم جدا شوند.

  • The buried forests became seams of coal and the strata of mud and sand hardened into shale and sandstone.


    جنگل های مدفون تبدیل به درزهای زغال سنگ و لایه های گل و ماسه به شیل و ماسه سنگ سخت شد.

  • Bring on those sheets of jagged shale, for at least they are firm!


    آن ورقه های شیل دندانه دار را بیاورید، زیرا حداقل محکم هستند!

  • It was a telltale sign that water was seeping through the canyon walls, softening the mica shale and conglomerate abutment.


    این یک نشانه آشکار بود که آب از دیواره های دره نفوذ می کند و شیل میکا و تکیه گاه کنگلومرا را نرم می کند.

  • Quite simply because men must shale Parenting if women are to lead full lives.


    خیلی ساده به این دلیل که اگر زنان می‌خواهند زندگی کاملی داشته باشند، مردان باید تربیت فرزند شیل را انجام دهند.

  • It would only have needed one postponement at the school's shale pitch to have wrecked Errol's big opportunity!


    فقط به یک تعویق در زمین شیل مدرسه نیاز داشت تا فرصت بزرگ ارول را از بین ببرد!

example - مثال
synonyms - مترادف

  • سنگ

  • sediment


    رسوب

  • clay


    خاک رس

  • slate


    سنگ لوح

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

easel

لغت پیشنهادی

guide

لغت پیشنهادی

homegrown