shale
shale - شیل
noun - اسم
UK :
US :
یک سنگ نرم صاف که به راحتی به قطعات صاف نازک می شکند
a type of soft grey rock usually formed from clay that has become hard that breaks easily into thin layers
نوعی سنگ نرم و خاکستری که معمولاً از خاک رس سخت شده تشکیل می شود که به راحتی به لایه های نازک می شکند.
نوعی سنگ متشکل از مواد جامد که به صورت لایه های نازک فشرده شده است
The track ran parallel to the South Coast Expressway, through land that was flat a wasteground of weeds and shale.
این مسیر به موازات بزرگراه ساحل جنوبی، از طریق زمینی مسطح و زبالهای از علفهای هرز و شیل عبور میکرد.
اضلاع آن نه بلند بود و نه صاف، فقط شیبهایی از شیل سیاه که بیش از پنجاه فوت بالا نمیرفت.
این نشان میدهد که ماسهسنگها میتوانند بیش از 30 متر ضخامت داشته باشند و با بسترهای شیل کاملاً مشخص از هم جدا شوند.
The buried forests became seams of coal and the strata of mud and sand hardened into shale and sandstone.
جنگل های مدفون تبدیل به درزهای زغال سنگ و لایه های گل و ماسه به شیل و ماسه سنگ سخت شد.
آن ورقه های شیل دندانه دار را بیاورید، زیرا حداقل محکم هستند!
It was a telltale sign that water was seeping through the canyon walls, softening the mica shale and conglomerate abutment.
این یک نشانه آشکار بود که آب از دیواره های دره نفوذ می کند و شیل میکا و تکیه گاه کنگلومرا را نرم می کند.
خیلی ساده به این دلیل که اگر زنان میخواهند زندگی کاملی داشته باشند، مردان باید تربیت فرزند شیل را انجام دهند.
It would only have needed one postponement at the school's shale pitch to have wrecked Errol's big opportunity!
فقط به یک تعویق در زمین شیل مدرسه نیاز داشت تا فرصت بزرگ ارول را از بین ببرد!
سنگ
sediment
رسوب
clay
خاک رس
slate
سنگ لوح