bode
bode - نوید دادن
verb - فعل
UK :
US :
زمان گذشته بید
نشانه چیزی باشد که در آینده اتفاق خواهد افتاد، معمولاً چیزی بسیار خوب یا بد
نشانه خوبی یا بدی برای آینده باشد
وقتی او اینطور به نظر می رسد، هرگز نوید خوبی نمی دهد. او از دختر به عنوان اسب ساقی استفاده می کند.
مشاجره زن و شوهری در اوایل رابطه، نویدبخش آینده خوبی نبود.
Unsurprisingly, refugees often fell into a torpid dependency, which did not bode well for the future.
جای تعجب نیست که پناهندگان اغلب در وابستگی شدیدی قرار میگرفتند که نوید خوبی برای آینده نداشت.
Yet conservation biologists have begun to wonder if these long-hoped-for changes bode well for the land.
با این حال، زیست شناسان حفاظت شروع به تعجب کرده اند که آیا این تغییرات که مدت ها به آن امیدوار بودیم، نویدبخش خوبی برای زمین است.
حتی اگر آنها شخصیت های تخیلی باشند، برای فقرا نوید خوبی ندارد.
این اعداد نوید خوبی برای Raiders است.
The evening had, on reflection never boded well.
غروب بر حسب تأمل، هیچ گاه خوش آیند نبود.
شایعات در خیابان این است که ساب پاپ آلبوم دوم جدید دوستان را رد کرد، که ممکن است نوید خوبی نداشته باشد.
این ارقام آینده خوبی را برای این شرکت رقم نمی زند.
چهره او برای هر کسی که در آن روز از مسیر او عبور می کرد، احساس بدی می کرد.
این ارقامی که اخیراً منتشر شده، نوید بد/خوبی برای آینده این شرکت ندارد.
طوفان برای آن مناطقی که در مسیر خود قرار دارند، نوید فاجعه می دهد.
این برای آینده روند صلح نوید خوبی ندارد.
augur
فال
forebode
پیش بینی کرد
foreshadow
پیش بینی
betoken
betoken
portend
به تصویر کشیدن
پیشگویی
presage
وعده
دلالت کند
signify
تهدید کند
پیشگویی کنید
prophesy
منع
forbode
قاصد
foretell
نشان می دهد
herald
مدعی
استماع کردن
purport
الهی
adumbrate
پیش بینی شده
divine
منظور داشتن
forecast
پیام
foreshow
پیشنهاد
foretoken
پیش تصویر کردن
هجی کردن
متوقف کردن
منصفانه پیشنهاد
omen
اشاره به
prefigure
هشدار دادن از
spell
bid fair
