asterisk

base info - اطلاعات اولیه

asterisk - ستاره

verb - فعل

/ˈæstərɪsk/

UK :

/ˈæstərɪsk/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [asterisk] در گوگل
description - توضیح

  • علامتی مانند ستاره (*) که مخصوصاً برای نشان دادن چیزی جالب یا مهم استفاده می شود


  • نماد *، برای ارجاع خوانندگان به یادداشتی در پایین صفحه متن یا برای نشان دادن اینکه حرفی در یک کلمه وجود ندارد استفاده می شود.


  • چیزی که یک دستاورد را کمتر چشمگیر یا کمتر کامل می کند

  • to write an asterisk next to something


    نوشتن ستاره در کنار چیزی

  • a symbol (*) shaped like a star


    نماد (*) به شکل ستاره

  • He located what appeared to be an asterisk, which produced only an empty silence that he was paying for.


    او چیزی را که به نظر می‌رسید یک ستاره بود، پیدا کرد، که فقط سکوتی خالی ایجاد کرد که برایش پول می‌داد.

  • But for the time being at least stick an asterisk next to this season.


    اما حداقل فعلا در کنار این فصل یک ستاره بچسبانید.

  • So reaching profitability, even if it came with an asterisk, was a major milestone.


    بنابراین رسیدن به سودآوری، حتی اگر با یک ستاره همراه باشد، یک نقطه عطف بزرگ بود.

  • I wrote up my notes deep into the night furrowing pages with black underlinings and asterisks.


    یادداشت‌هایم را در اعماق شب نوشتم، صفحاتی پر از خط‌ها و ستاره‌های سیاه.

  • Titles with graphics are marked with one asterisk, titles with sound with two.


    عناوین دارای گرافیک با یک ستاره، عنوان های دارای صدا با دو علامت گذاری شده اند.

  • If a rest follows the solo passage the asterisk is unnecessary.


    اگر استراحت به دنبال قطعه انفرادی باشد، ستاره غیر ضروری است.

  • The asterisk, to my mind was emblematic of the neutering of Iron Mike.


    ستاره، به نظر من، نمادی از عقیم شدن آیرون مایک بود.

example - مثال
  • I've asterisked the tasks I want you to do first.


    من کارهایی را که می‌خواهم ابتدا انجام دهید، علامت زده‌ام.

  • Sometimes taboo words are written with asterisks to avoid causing offence.


    گاهی اوقات کلمات تابو با ستاره نوشته می شود تا باعث توهین نشود.

  • It's a new world record but one with an asterisk.


    این یک رکورد جهانی جدید است، اما با یک ستاره.

  • I have asterisked the books that are essential reading for the course.


    من کتاب هایی را که برای مطالعه ضروری هستند، ستاره زده ام.

synonyms - مترادف
antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

slop

لغت پیشنهادی

bakers

لغت پیشنهادی

pregnancy