asterisk
asterisk - ستاره
verb - فعل
UK :
US :
علامتی مانند ستاره (*) که مخصوصاً برای نشان دادن چیزی جالب یا مهم استفاده می شود
the symbol * , used to refer readers to a note at the bottom of a page of text or to show that a letter is missing from a word
نماد *، برای ارجاع خوانندگان به یادداشتی در پایین صفحه متن یا برای نشان دادن اینکه حرفی در یک کلمه وجود ندارد استفاده می شود.
something that makes an achievement less impressive or less complete
چیزی که یک دستاورد را کمتر چشمگیر یا کمتر کامل می کند
نوشتن ستاره در کنار چیزی
نماد (*) به شکل ستاره
He located what appeared to be an asterisk, which produced only an empty silence that he was paying for.
او چیزی را که به نظر میرسید یک ستاره بود، پیدا کرد، که فقط سکوتی خالی ایجاد کرد که برایش پول میداد.
اما حداقل فعلا در کنار این فصل یک ستاره بچسبانید.
بنابراین رسیدن به سودآوری، حتی اگر با یک ستاره همراه باشد، یک نقطه عطف بزرگ بود.
یادداشتهایم را در اعماق شب نوشتم، صفحاتی پر از خطها و ستارههای سیاه.
عناوین دارای گرافیک با یک ستاره، عنوان های دارای صدا با دو علامت گذاری شده اند.
اگر استراحت به دنبال قطعه انفرادی باشد، ستاره غیر ضروری است.
ستاره، به نظر من، نمادی از عقیم شدن آیرون مایک بود.
من کارهایی را که میخواهم ابتدا انجام دهید، علامت زدهام.
گاهی اوقات کلمات تابو با ستاره نوشته می شود تا باعث توهین نشود.
این یک رکورد جهانی جدید است، اما با یک ستاره.
من کتاب هایی را که برای مطالعه ضروری هستند، ستاره زده ام.