attendee
attendee - شرکت کننده
noun - اسم
UK :
US :
کسی که در یک رویداد مانند یک جلسه یا یک دوره است
شخصی که در جلسه حضور دارد
کسی که به مکان، رویداد و غیره می رود.
کسی که در یک اجرا، جلسه، سخنرانی و غیره شرکت می کند.
کسی که در یک جلسه، کنفرانس و غیره است.
In Pericles' day the democratic Athenian Assembly actually voted to pay jury-duty fees to all attendees at those dramatic festivals.
در روزگار پریکلس، مجمع دموکراتیک آتن در واقع به پرداخت هزینه هیئت داوران به همه شرکت کنندگان در آن جشنواره های نمایشی رأی داد.
تعداد کمی از شرکت کنندگان شک داشتند که برخی از گروه های حاشیه ای به خشونت پاسخ دهند.
در پشت سالن بزرگ، یک دوربین، حاضران دیوانه را اسکن می کند.
We have had reports from a high percentage of attendees that their levels of self-esteem and confidence have increased considerably.
ما گزارش هایی از درصد بالایی از شرکت کنندگان داشته ایم که سطح عزت نفس و اعتماد به نفس آنها به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
Communication would be limited to the attendees and readers of the published proceedings, posters to attendees only.
ارتباط محدود به شرکت کنندگان و خوانندگان مقالات منتشر شده و پوسترها فقط برای شرکت کنندگان خواهد بود.
Of course integrated programmes are less suitable for part-time attendees and those who want to do parts of a modular programme.
البته، برنامه های یکپارچه برای شرکت کنندگان پاره وقت و کسانی که می خواهند بخش هایی از یک برنامه مدولار را انجام دهند، کمتر مناسب است.
همه اجراها رایگان است و شرکت کنندگان تشویق می شوند صندلی های چمن یا پتو به همراه داشته باشند.
The Manufacturing Technology Show in Chicago attracted nearly 90,000 attendees and 1,200 exhibitors.
نمایشگاه فناوری ساخت در شیکاگو نزدیک به 90000 شرکت کننده و 1200 غرفه دار را به خود جلب کرد.
conference attendees
شرکت کنندگان در کنفرانس
absentee
غایب
truant
فراری دادن
nonattender
غیر حضوری
no-show
عدم نمایش
stay-at-home
در خانه بمان
stayaway
جلو نیا
