biologist
biologist - زیست شناس
noun - اسم
UK :
US :
کسی که در زیست شناسی مطالعه یا کار می کند
دانشمندی که زیست شناسی می خواند
دانشمندی که فرآیندهای طبیعی موجودات زنده را مطالعه می کند
Cantor, who was pushing sixty, had an international reputation as a cell biologist.
کانتور، که شصت ساله بود، به عنوان یک زیست شناس سلولی شهرت بین المللی داشت.
بسیاری از پرندگان اولین شیئی را که می بینند، خواه والد یا زیست شناس باشد، دنبال می کنند و آن را به عنوان الگو می گیرند.
That would be a hard assertion to make since their own biologists have already suggested hundreds of miles.
این ادعای سختی خواهد بود، زیرا زیست شناسان خودشان صدها مایل را پیشنهاد کرده اند.
Many distasteful insects have bright coloration which so biologists suppose has evolved as a protection against predators.
بسیاری از حشرات ناخوشایند رنگ روشنی دارند که، به نظر زیست شناسان، به عنوان محافظی در برابر شکارچیان تکامل یافته است.
زیست شناسان می گویند که کیکو از ضایعات پوستی، سوء تغذیه و سیستم ایمنی ضعیف رنج می برد.
به نوبه خود به این معنی است که تکامل تطبیقی ممکن است سریعتر از آن چیزی باشد که زیست شناسان تصور می کردند.
It could lead to changes in the way biologists monitor the species as well as efforts to boost the dwindling population.
این می تواند منجر به تغییراتی در نحوه نظارت زیست شناسان بر گونه ها و همچنین تلاش هایی برای تقویت جمعیت رو به کاهش شود.
naturalist
طبیعت شناس
botanist
گیاه شناس
conservationist
محافظه کار
ecologist
بوم شناس
environmentalist
طرفدار محیط زیست
zoologist
جانورشناس
entomologist
حشره شناس
ornithologist
پرنده شناس
preservationist
پرنده
birder
پرنده نگر
birdwatcher
درخت بغل کردن
tree-hugger
تکان دهنده
twitcher
کارشناس حیات وحش
wildlife expert
دانشمند زندگی
مورخ طبیعی
سبز
دانشمند طبیعی
دوست زمین
دوستدار طبیعت
nature-lover
بغل درخت
tree hugger
ecofreak
ecofreak
سبزه
greenie
فعال محیط زیست
eco-activist
اکو آجیل
eco-nut
عجایب عقاب
eagle freak
عدس باف
lentil-weaver
پلنگ سبز
Green Panther
پری دشت
prairie fairy
فعال
فعال سبز