biologist

base info - اطلاعات اولیه

biologist - زیست شناس

noun - اسم

/baɪˈɑːlədʒɪst/

UK :

/baɪˈɒlədʒɪst/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [biologist] در گوگل
description - توضیح
  • someone who studies or works in biology


    کسی که در زیست شناسی مطالعه یا کار می کند

  • a scientist who studies biology


    دانشمندی که زیست شناسی می خواند

  • a scientist who studies the natural processes of living things


    دانشمندی که فرآیندهای طبیعی موجودات زنده را مطالعه می کند

  • Cantor, who was pushing sixty, had an international reputation as a cell biologist.


    کانتور، که شصت ساله بود، به عنوان یک زیست شناس سلولی شهرت بین المللی داشت.

  • Many birds follow the first object they see be it parent or biologist, and take it as a role model.


    بسیاری از پرندگان اولین شیئی را که می بینند، خواه والد یا زیست شناس باشد، دنبال می کنند و آن را به عنوان الگو می گیرند.

  • That would be a hard assertion to make since their own biologists have already suggested hundreds of miles.


    این ادعای سختی خواهد بود، زیرا زیست شناسان خودشان صدها مایل را پیشنهاد کرده اند.

  • Many distasteful insects have bright coloration which so biologists suppose has evolved as a protection against predators.


    بسیاری از حشرات ناخوشایند رنگ روشنی دارند که، به نظر زیست شناسان، به عنوان محافظی در برابر شکارچیان تکامل یافته است.

  • Keiko suffers from skin lesions, malnutrition and a weak immune system biologists say.


    زیست شناسان می گویند که کیکو از ضایعات پوستی، سوء تغذیه و سیستم ایمنی ضعیف رنج می برد.

  • In turn it means that adaptive evolution may be faster than biologists had thought.


    به نوبه خود به این معنی است که تکامل تطبیقی ​​ممکن است سریعتر از آن چیزی باشد که زیست شناسان تصور می کردند.

  • It could lead to changes in the way biologists monitor the species as well as efforts to boost the dwindling population.


    این می تواند منجر به تغییراتی در نحوه نظارت زیست شناسان بر گونه ها و همچنین تلاش هایی برای تقویت جمعیت رو به کاهش شود.

example - مثال
  • She’s a research biologist for a pharmaceutical company.


    او یک زیست شناس محقق برای یک شرکت داروسازی است.

synonyms - مترادف
  • naturalist


    طبیعت شناس

  • botanist


    گیاه شناس

  • conservationist


    محافظه کار

  • ecologist


    بوم شناس

  • environmentalist


    طرفدار محیط زیست

  • zoologist


    جانورشناس

  • entomologist


    حشره شناس

  • ornithologist


    پرنده شناس

  • preservationist


    پرنده

  • birder


    پرنده نگر

  • birdwatcher


    درخت بغل کردن

  • tree-hugger


    تکان دهنده

  • twitcher


    کارشناس حیات وحش

  • wildlife expert


    دانشمند زندگی


  • مورخ طبیعی


  • سبز


  • دانشمند طبیعی


  • دوست زمین


  • دوستدار طبیعت

  • nature-lover


    بغل درخت

  • tree hugger


    ecofreak

  • ecofreak


    سبزه

  • greenie


    فعال محیط زیست

  • eco-activist


    اکو آجیل

  • eco-nut


    عجایب عقاب

  • eagle freak


    عدس باف

  • lentil-weaver


    پلنگ سبز

  • Green Panther


    پری دشت

  • prairie fairy


    فعال


  • فعال سبز


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

bibliography

لغت پیشنهادی

ploughed

لغت پیشنهادی

acknowledged