depot

base info - اطلاعات اولیه

depot - انبار

noun - اسم

/ˈdiːpəʊ/

UK :

/ˈdepəʊ/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [depot] در گوگل
description - توضیح
  • a place where goods are stored until they are needed


    مکانی که در آن کالاها تا زمانی که به آنها نیاز است ذخیره می شود


  • یک ایستگاه راه آهن یا ایستگاه اتوبوس، به خصوص یک ایستگاه کوچک

  • a place where large quantities of goods, equipment or materials are stored until they are needed


    مکانی که در آن مقادیر زیادی کالا، تجهیزات یا مواد تا زمانی که نیاز باشد ذخیره می شود

  • a place where buses or trains are kept until they are needed, and often repaired and maintained


    مکانی که در آن اتوبوس ها یا قطارها تا زمانی که نیاز باشد نگهداری می شوند و اغلب تعمیر و نگهداری می شوند

  • a small bus or railway station


    یک اتوبوس یا ایستگاه راه آهن کوچک

  • a building where supplies or vehicles, especially buses, are kept


    ساختمانی که در آن وسایل یا وسایل نقلیه به ویژه اتوبوس ها نگهداری می شود


  • یک ایستگاه اتوبوس یا ایستگاه قطار

  • a building where supplies or vehicles are kept


    ساختمانی که در آن وسایل یا وسایل نقلیه نگهداری می شود

  • A depot is also a building that buses and trains leave from.


    دپو نیز ساختمانی است که اتوبوس ها و قطارها از آن خارج می شوند.

  • a place where goods are kept until they are sent somewhere to be used sold, etc.


    مکانی که در آن کالا نگهداری می شود تا زمانی که به جایی برای استفاده، فروش و غیره ارسال شود.

  • a place where buses or trains are kept until they are needed or in order to be repaired


    مکانی که اتوبوس ها یا قطارها در آنجا نگهداری می شوند تا زمانی که مورد نیاز یا به منظور تعمیر باشند


  • یک ایستگاه اتوبوس کوچک یا ایستگاه قطار

  • It's stored in a depot in Monpazier at the moment.


    در حال حاضر در انباری در Monpazier ذخیره شده است.

  • Special emergency trailers are located at depots at Bromborough, Stanford-le-Hope, Glasgow and Hull.


    تریلرهای اضطراری ویژه در انبارهای Bromborough، Stanford-le-Hope، Glasgow و Hull قرار دارند.

  • The original Company depot was built in Copse Road and used largely as a store for surplus cars.


    انبار اصلی شرکت در جاده کپس ساخته شد و عمدتاً به عنوان فروشگاهی برای اتومبیل های مازاد استفاده می شد.

  • Toton and Tinsley are good examples of depots with specific sub-sector allegiances and covering a wide geographical area.


    توتون و تینزلی نمونه های خوبی از انبارهایی هستند که وابستگی های فرعی خاصی دارند و محدوده جغرافیایی وسیعی را پوشش می دهند.

  • Bars had sprung up on South Railroad Street and around the depot, and robberies and brawls were commonplace.


    میله‌ها در خیابان راه‌آهن جنوبی و اطراف انبار به‌وجود آمده بودند و دزدی‌ها و نزاع‌ها امری عادی بود.

  • The worst snow storm was in January 1940, when ten trams and a bus failed to make the depot.


    بدترین طوفان برفی در ژانویه 1940 رخ داد، زمانی که ده تراموا و یک اتوبوس نتوانستند دپو شوند.

  • a weapons depot


    یک انبار اسلحه

example - مثال
  • an explosion at an arms depot


    انفجار در انبار اسلحه

  • The company also has access to a large storage depot on the outskirts of the city.


    این شرکت همچنین به یک انبار بزرگ انبار در حومه شهر دسترسی دارد.

  • on its way back to the bus depot


    در راه بازگشت به انبار اتوبوس

  • The bus depot is on Lincoln Avenue.


    انبار اتوبوس در خیابان لینکلن است.

  • The museum is in the old railroad depot building.


    موزه در ساختمان انبار قدیمی راه آهن است.

  • an arms/weapons depot


    انبار اسلحه/سلاح

  • a fuel/storage depot


    یک انبار سوخت/ذخیره

  • a bus depot


    یک انبار اتوبوس

  • a fuel depot


    یک انبار سوخت

  • He took a job in the supply depot of a San Francisco shipyard.


    او در انبار تدارکات یک کارخانه کشتی سازی سانفرانسیسکو مشغول به کار شد.

  • a fuel/food/oil depot


    انبار سوخت/غذا/نفت

  • The closure of the Eastleigh depot means that train renovation is now concentrated on two sites.


    بسته شدن انبار ایستلی به این معنی است که بازسازی قطار اکنون در دو مکان متمرکز شده است.


  • او یک تجارت ورق کفش را از انبار اتوبوس محلی اداره می کند.

synonyms - مترادف
  • storehouse


    انبار

  • repository


    مخزن

  • warehouse


    سپرده گذاری

  • depository


    فروشگاه


  • حافظه پنهان

  • storeroom


    ذخیره سازی

  • cache


    گردآوری


  • کارگاه

  • garner


    حیاط


  • انبار مهمات


  • محل نگهداری

  • ordnance depot


    محل ذخیره سازی

  • storing place


    حیاط کالا


  • حیاط نگهداری

  • goods yard


    مجله


  • طاق


  • رپرتوار

  • vault


    خزانه داری

  • stockroom


    سیلو

  • repertory


    انبار غلات

  • treasury


    بایگانی

  • silo


    بی خطر

  • granary


    برو پایین

  • archive


    انبار غله


  • منطقه ذخیره سازی

  • godown


    بانک

  • barn


    انبار کردن



  • arsenal


  • stockpile


antonyms - متضاد

  • بدهی


  • نیاز

لغت پیشنهادی

galleries

لغت پیشنهادی

gods

لغت پیشنهادی

displays