disciplinary
disciplinary - انضباطی
adjective - صفت
UK :
US :
relating to the punishment of someone who has not obeyed rules, or to trying to make people obey rules
مربوط به مجازات کسی است که قوانین را رعایت نکرده است، یا تلاش برای وادار کردن مردم به اطاعت از قوانین
concerned with how people in an organization or group should behave, and how they should be punished if they do not obey the rules
نگران این است که افراد در یک سازمان یا گروه چگونه باید رفتار کنند و در صورت عدم رعایت قوانین چگونه باید مجازات شوند.
relating to discipline
مربوط به نظم و انضباط
مرتبط با مجازات افرادی که قوانین را زیر پا می گذارند
relating to the methods used by companies for dealing with employees who break company rules or do not do their job properly
مربوط به روشهایی است که شرکتها برای برخورد با کارکنانی که قوانین شرکت را زیر پا میگذارند یا کارشان را به درستی انجام نمیدهند.
تا کنون حتی یک نفر در مورد این پرونده با پیگرد قانونی یا برخورد انضباطی مواجه نشده است.
همچنین ممکن است اقدامات انضباطی را در نظر بگیریم.
او سپس تصمیم خواهد گرفت که آیا اتهامات انضباطی را ترجیح دهد یا خیر.
The committee members promised that appropriate disciplinary measures would be taken against the offenders.
اعضای کمیته قول دادند که با متخلفان برخوردهای انضباطی مناسب انجام شود.
Furthermore there is already a perception that the decks are stacked at the disciplinary tribunals.
علاوه بر این، در حال حاضر این تصور وجود دارد که عرشه ها در دادگاه های انضباطی انباشته شده اند.
جلسه انضباطی (= تصمیم گیری در مورد اینکه آیا کسی کار اشتباهی انجام داده است)
این شرکت با او برخورد انضباطی خواهد کرد.
او باید اقدامات خود را در کمیته انضباطی توضیح دهد.
دانش آموزان نیاز به گسترش و تعمیق دانش انضباطی خود دارند.
disciplinary measures/action (= punishment)
اقدامات انضباطی / اقدام (= مجازات)
بدیهی است که برخی از اقدامات انضباطی درخواست شده است.
اقدامات انضباطی می تواند به حرفه او آسیب برساند.
the disciplinary board/committee/counsel
هیئت / کمیته / مشاور انضباطی
disciplinary investigations/meetings
تحقیقات/جلسات انضباطی
a disciplinary memo/notice/letter
یادداشت/اطلاعیه/نامه انضباطی
correctional
اصلاحی
punitive
تنبیهی
penal
جزایی
corrective
جریمه کردن انگلستان
penalisingUK
جریمه کردن آمریکا
penalizingUS
محکوم کردن
castigating
تنبیه کردن
chastening
تنبیه کننده
chastising
تصحیح
correcting
انضباط
disciplining
انتقام جویانه
retaliative
تلافی جویانه
retaliatory
سفارش داده شده
punitory
ندامتگاه
punishing
توهین آمیز
ordered
قصاص
penitentiary
انضباطی
castigatory
کینه جویانه
retributive
انتقام جو
disciplinarian
در تلافی
reformatory
توجیه گر
castigative
توجیه کننده
vindictive
دفاعی
revengeful
in retaliation
in reprisal
reformative
retributory
vindicatory
justificatory
nonpunitive
غیر مجازاتی
nonpunishable
غیر قابل مجازات