forays
forays - حملات
N/A - N/A
UK :
US :
a short period of time being involved in an activity that is different from and outside the range of a usual set of activities
یک دوره کوتاه مدت درگیر شدن در فعالیتی که متفاوت از محدوده یک مجموعه معمولی از فعالیت ها و خارج از آن است
یک بازدید کوتاه، به خصوص با یک هدف شناخته شده
the act of an army suddenly and quickly entering the area belonging to the enemy in order to attack them or steal their supplies
وارد شدن ناگهانی و سریع ارتش به منطقه متعلق به دشمن برای حمله به آنها یا سرقت آذوقه آنها
a brief attempt at or involvement in an activity outside a person’s or organization’s usual range of activities
تلاش مختصر یا مشارکت در فعالیتی خارج از محدوده فعالیت های معمول یک فرد یا سازمان
حمله همچنین حمله ناگهانی و سریع گروهی از سربازان به منطقه دشمن است.
a short involvement in an activity an area or a market that is different from a person or company's usual one
درگیری کوتاه مدت در یک فعالیت، یک منطقه یا بازاری که با یک شخص یا شرکت معمولی متفاوت است
او قبل از اینکه معلم شود، برای بازیگری تلاش کوتاهی کرد.
قبل از ناهار به سرعت وارد شهر شدم تا برای خواهرم هدیه ای بگیرم.
این کمپانی اپرا در فصول اخیر هجوم های عجیبی به موسیقی معاصر داشته است.
این اولین حمله این شرکت به بازار ایالات متحده است.
این سوپرمارکت به بازار خدمات مالی نفوذ کرده است.
a brief/disastrous/successful foray
یک حمله کوتاه / فاجعه بار / موفق
attacks
حملات
حمله
raids
توهین آمیز
تهاجمات
onslaughts
شارژ
incursions
بلیتز
سورتی پرواز
invasions
عجله می کند
blitzes
اعتصاب می کند
sorties
شروع
rushes
سالی ها
strikes
رانش
onsets
نزول
sallies
کمپین ها
thrust
هل می دهد
descent
هجوم
campaigns
هجوم می آورد
pushes
تلاش می کند
inroads
اختلال
onrushes
بمباران
attempts
شناسایی
irruption
swoops
bombardment
غارت
reconnaissance
اعزام
swoops
سرمایه گذاری
depredation
اعمال جنگی
expedition
بلیتز کریگ
ventures
جنایات ایالات متحده
blitzkriegs
offensesUS
abstentions
ممتنع
idleness
بیکاری، تنبلی
laziness
تنبلی
